برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1401 100 1

ارد

/'ord/

معنی اسم ارد

اسم: ارد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: ard) (اوستایی) راستی و درستی، نام فرشته ی نگهبانِ ثروت، (در اعلام) نام چند تن از پادشاهان اشکانی، (در قدیم) (گاه شماری) روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، آراد - نام چند تن از پادشاهان اشکانی

معنی ارد در لغت نامه دهخدا

ارد. [ اَ ] (اوستایی ، ص ) مأخوذ از اَرْتَه و اَرِتَه و اِرِتَه اوستائی و رتَه سانسکریت بمعنی درستی و راستی و پاکی و تقدس و مجازاً مقدس ، همین کلمه در اول اردشیر و اردوان و اردویراف و اردیبهشت و نیز بصورت مزیدمقدمی در اسماء امکنه مانند: اردستان ، اردبیل و اردکان دیده میشود. || (اِ) خشم. قهر. غضب. (برهان قاطع) (جهانگیری ) (غیاث ) (شمس اللغات ). || مخفف آرد. (برهان قاطع) (شعوری ) (مؤید الفضلاء). آرد باشد یعنی غله ٔ آس کرده. (سروری ) :
داریم ز نعمت توهر چیز
اکنون هستم به ارد محتاج.
جمال سپاهانی.
ولی در این بیت آرد خواندن نیز مخل وزن نیست.

ارد. [ اَ ] (اِخ ) نام ایزدی در آئین ایرانیان باستان. در اوستا اَشی وَنگوهی و در پهلوی اَرت آمده ، کلمه ٔ ونگهو صفت است بمعنی نیک وخوب. کلمه ٔ مرکب مزبور بمعنی اشی نیک است و آن در پهلوی بصور اَرشَش وَنگ و اَشَش وَنگ و اَرشوش ونگ و معمولاً بصورت اَشیش وَنگ آمده است که همه بمعنی اشی نیک است. ارت یا ارد نیز پهلوی است که در فارسی باقی مانده. در لغت نامه ها اَرد و آراد و آرد هر سه یاد شده است. در گاتها و دیگر بخشهای اوستا، ارت (اشی ) گاه اسم مجرد است بمعنی توانگری و بخشایش و برکت و نعمت و مزد و بهره و گاهی اسم خاص ایزدی که نگهبان مال و خواسته و دارائی است. اسم این فرشته در گاتها یاد شده است. وی مانند سفندارمذ، اناهید و چیستا (فرشته ٔدانش ) مؤنث شناخته شده. در جهان مادّی مال و جلال وخوشی دینداران از پرتو وجود اوست و در جهان مینوی وروز واپسین ، پاداش کارهای نیک و سزای کردارهای زشت بیاری او انجام شود. در تفسیر پهلوی ، در توضیح یسنای 60 بند 4 کلمه ٔ اشی (ارت ) را چنین تفسیر کرده اند: «توانگری که از درستکاری و رستگاریست ». دارمستتر از بندهش بزرگ نقل کند : «ارت ایزد خانه ٔ بهشتی است. بهتر است که او را اَهلیش وَنگ بنامند، برخی نیز او را اشیش ونگ مینامند، او بفر و شکوه خانه می افزاید. زیرا هرکه بدیگران چیزی بدهد همان چیز افزوده و بزرگتر شده بخانه ٔ وی بازگردد، همچنین ارت پاسبان گنجینه ٔ پارسایان است چه بهشت بمنزله ٔ خانه ایست که از جواهر ساخته شده باشد و گفته اند که سراسر جهان مادّی بدون دین آهورا به اندازه ٔ خانه ٔیک مرد پارسا ...

معنی ارد به فارسی

ارد
ارداول اشک ۱۳ . پادشاه اشکانی . وی پس از عزل برادرش مهردادسوم بر تخت نشست ( جل . ۵۶ ق م . - ف . ۳۷ ق . م . ) او یکی از بزرگترین شاهان اشکانی است . مهمترین واقعهای که در زمان وی رخ داد جنگ حران است ( ۵۳ ق . م . ) که در طی آن سردار نامی ایران [ سورنا ] سردار رومی [ کراسوس ] را شکستی سخت داد . یا ارد دوم اشک ۱۶ . پادشاه اشکانی . وی پس از فرهاد پنجم تاج و تخت اشکانی را بغصب گرفت و چهار سال بیش سلطنت نکرد و در شکارگاه کشته شد ( ۸ -۴ م . )
گردی که ازکوبیدن یا آسیاکردن غلات بدست آید
مدائی سکه از همدان بدست آمده متعلق بعهد اشکانی بنام ارد مدائی
آرد جونه
( اسم ) آنچه پیش از غذای عمده و اصلی خورند پیشپاره فیشفارج

معنی ارد در فرهنگ معین

ارد
(اُ رْ) [ انگ . ] (اِ.) فرمان ، دستور ، ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن ، فرمان کسی را انجام دادن .
(اُ. دَ) [ انگ - فا. ] (مص ل .) دستور دادن ، امر کردن .

معنی ارد در فرهنگ فارسی عمید

ارد
روز بیست و پنجم از هر ماه خورشیدی: اردروز است فرخ و میمون / با همه لهو و خرمی مقرون (مسعودسعد: ۵۵۰)، سرآمد کنون قصهٴ یزدگرد / به ماه سپندارمذ روز ارد (فردوسی: ۸/۴۸۸).
= * ارد دادن
* ارد دادن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. دستور دادن، امر کردن، فرمان دادن.
۲. سفارش غذا دادن.

ارد در دانشنامه ویکی پدیا

ارد
ارد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ارد یکم
ارد دوم
ارد سوم
اَرَد شهری از توابع شهرستان گراش در استان فارس ایران است. این شهر مرکز بخش ارد و دهستان ارد می باشد. ارد در سال ۱۳۹۶ از روستا به شهر ارتقا یافت.
شهرستان گراش
بخش ارد
دهستان ارد
زبان اچمی
مردم اچمی
بیشینه: ۵۳
نام ارد برگرفته از کلمهٔ ارتا می باشد. ارتا نام فرشته ای است در دین زرتشت که به ملک رزق و روزی معروف است و روز بیست و پنجم هر ماه به او تعلق دارد. در لغت نامهٔ دهخدا، ارد واژه ای اوستایی معرفی شده است که به معنی راستی و درستی و پاکی و تقدس است. البته لازم است ذکر شود که به گفتهٔ کهنسالان این شهر، نام ارد برگرفته از دو واژهٔ آرد و رد است. به این صورت که در گذشته به علت فراوانی چشمه های آب در این منطقه، آسیاب های زیادی نیز وجود داشته که از سراسر این منطقه برای آرد کردن گندم به این مکان می آمدند و در مسیر برای شناسایی راه توسط دیگران و در ادامه سفرهای خودشان، ردی از آرد به جا می گذاشتند. از این رو این منطقه به ارد معروف شد.
مردم ارد پیش تر در هفت تا هشت مکان به صورت جداگانه زندگی می کرده اند که محور این دسته ها و قبیله ها در جاشهر کنونی بوده است. بعد از مدتی این پراکندگی ها که از گود و قلات سهل آباد تا میلویه و حتی لاور نیز بوده کم شده و اکثراً در جاشهر زندگی می کرده اند؛ تا اینکه به علت زلزله های زیادی که در آن منطقه رخ می داده و خرابی های زیادی را به بار می آورده، تصمیم می گیرند به منطقه ای مابین دو کوه کوچ کنند؛ در نتیجه ارد فعلی را که آن زمان تعداد کمی از مردم در آنجا زندگی می کردند را برای ادامهٔ زندگی دسته جمعی انتخاب می کنند.
اِرد (به مجاری: Érd) در پِشت در کشور مجارستان واقع شده است. جمعیت این شهر ۶۲٫۴۰۸ نفر است.
مجارستان
فهرست شهرهای مجارستان
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارد در دانشنامه آزاد پارسی

اَرْد
ایزد بانوی نگهبان ثروت و دارایی در دین زَردُشت. به معنی توانگری، بخشایش، برکت، نعمت، مزد پاداش، و بهره است. ارد در اَوِستا به صورت اَشی آمده و دارای صفت وَنگوهی به معنی نیک است. نام اشی در سروده های گاهان زردشت آمده است و در آن جا خصلتی کاملاً انتزاعی و تجریدی دارد. رفتار ارد به کردار مردمان بستگی دارد و به پارسایان خوشی و آسایش می بخشد. در بسیاری از متون اوستا، ارد با ایزدان سروش و بهمن به همراه یکدیگر ذکر شده اند. در اوستای متأخر، ارد دارای موقعیتی کاملاً ممتاز است و یک یشت از کتاب یشت ها به او اختصاص دارد که این امر احتمالاً حکایت از آن دارد که ارد در روزگار بس کهن تر الهۀ مهم حاصل خیزی و زناشویی بوده است. روز بیست وپنجم هر ماه در گاه نگاری کهن ایرانی به نام اوست و این ایزد بر این روز نظارت دارد.

معنی ارد به انگلیسی

flour (اسم)
گرد ، ارد ، پودر ، مایعات بدن حیوانات
farina (اسم)
ارد ، ارد نرم ، نشاسته

معنی کلمه ارد به عربی

ارد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدپارسا
[ا ُ ر ُ ] راستی ودرستی
خیر وبرکت
توانگری وخواسته
فرشته نگهبان ثروت
روز بیست و پنجم هر ماه خورشیدی
نام چند تن از سرداران عادل اشکانی
ریحانه سالِک
آرد در کوردی کرمانجی به معنای زمین و خاک و جهان هم است
آریا بهداروند
ارد::راستی.پاکی
Ord
شاهین
این نام نامی هند_آریایی هست و در نام های اردشیر ،اردوان،اردستان،اردبیل،اردلان همچنین در زبان های اروپایی به شکلartبه چم هنر است
رضاکاتبی
از واژه ارد شهری در استان قزوین هست به نام ارداق
علی سیریزی
اَرد_اَرت_اَشی که در اوستا" اَشی ونگوهی" می باشد،یکی از ایزدان کیش مزدیسنا یا زرتستی است.
به روز بیست و پنچم هر ماه در گاهشمار یا گاهنامه پارسی اَرت روز یا اَرت روز گویند.
داریوش
اَرْد به نظر شخصی بنده متشکل از اَرْ مخفف کلمه اَبَر یعنی بزرگ. و دْ مخفف ده یعنی ده بزرگ ومعنی به اصطلاح شهر را میدهد
شیخ الاسلامی
خیر و برکت نعمت .ضمنا اردن دو تا از پادشاهان اشکانی می باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حکیم ارد   • سامانه خرید آرد کشور   • انواع آرد   • سامانه خرید آرد بانک سپه   • سامانه ارد   • سامانه فروش آرد بانک سپه   • سامانه آرد کشور   • خرید اینترنتی آرد بانک سپه   • معنی ارد   • مفهوم ارد   • تعریف ارد   • معرفی ارد   • ارد چیست   • ارد یعنی چی   • ارد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارد
کلمه : ارد
اشتباه تایپی : hvn
آوا : 'ord
نقش : اسم
عکس ارد : در گوگل

آیا معنی ارد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )