برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

اقیانوس

/'oqyAnus/

مترادف اقیانوس: بحر، دریا، قلزم، یم

متضاد اقیانوس: بر، خشکی

برابر پارسی: دریابار، اَبَردریا، ژرف دریا
اقیانوس آسوده
ارام
اقیانوس آهسته
ارام
اقیانوس اطلس
اتلانتیک
اقیانوس خاموش
آرام
اقیانوس ساکت
ارام
اقیانوس کبیر
ارام
پهنه ای آبی که خلیج فارس را به دریای عرب و اقیانوس هند متصل می کند
دریای عمان
تنگه ای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس
جبل الطارق
تنگه ای که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می کند
باب المندب
جریان آب گرم اقیانوس اطلس
گلف استریم
جزایری در اقیانوس پاسیفیک
ماریانا
جزیره ای در اقیانوس هند
رامی
جزیره ای در جنوب غربی اقیانوس هند
موریس
جزیره ای در شمال اقیانوس آرام
ساخالین
خلیج اقیانوس اطلس
فاندی
خلیجی در اقیانوس آرام شمالی
بریستول
دریایی در شمال اقیانوس آرام
برینگ
مثلث اسرار آمیز اقیانوس اطلس
برمودا
مجمع الجزایری در اقیانوس آرام
هاوایی
کارگردان جهنم در اقیانوس آرام
جان بورمن
کشتی مخصوص اقیانوس منجمد شمالی
یخ شکن
کشوری جزیر ه ای میان دریای کاراییب و اقیانوس اطلس شمالی و شمال شرق ونزوئلا
باربادوس
کشوری جزیره ای در اقیانوس هند
سیشل
کشوری در اقیانوس هند
موریس
جزایری واقع در قاره اقیانوسیه و شرق واتوآتو
فیجی
کشوری جزیره ای در اقیانوسیه
ساموا
کشوری در اقیانوسیه
فیجی
کوچک تر از اقیانوس
دریا
مهناز
دالای
شهریار آریابدaryabod_shahriar@yahoo.com
" اقیانوس " تازی شده " اوشن " و " اوشن " دگرگون شده واژه پارسی " آپشین " به معنای جای آب است که در گذر زمان و دگردیسی زبان پارسی به " آو شین ، اوشین و اوشن "دگرگون و وارد زبان های لاتین شده و به هیچ روی این واژه در زبان های اروپایی ریشه ندارد و صد در صد پارسی است.
محمدرحیم ریگی
مادردریا
علی سیریزی
در اسطوره و افسانه به آن اوکئانوس گویند.
نازی
آن طرف دریا ، یا همون مادر دریا
گنج جو
پهن دریا
مریم
بحر محیط
ایراندوست
فراخکرت
واژگان لری( بختیاری)
اُ (لری) = آب
قیل(لری) ، قیی(لری الوار)، قیر= ژرف، گودی، کول، قعر، قیر
ان = پسوند آخر واژه
وس= پسوند یونانی
اقیانوس = آب قیل ان وس=آبقییانوس
اصل واژه فارسی (آبقیلان) یا (اُقیلان) یا (اُقییان)
به مَنای آب بسیار گود، ژرف یا قیل
P&D
مادر دریا.سر رشته آب. اوشن واژه ای کاملا فارسی
بر سر تغییر تبدیل شده است به یک حرف لاتین
محمد
از نظر من واژه okeanos که در یونانی نام ایزد آب هست، تشکیل شده از : o kean us
که《 o》ی اولش همون اُو(آب) در فارسی هست و 《kean》هم همون کیان هست که به مفهوم کیانِ آب بودن این ایزد اشاره دارد و 《os》آخرش هم یک پسوند نسبت در یونانی هست. با این احتساب اگر 《os》آخر واژه 《okeanos 》رو برداریم 《okean 》باقی می ماند که همان《آب کیان》یا《 کیان آب 》باشد. ضمن اینکه من مفاهیم آب و الهه رو تو گوگل ترنسلیت از فارسی به یونانی جستجو کردم ولی به ترتیب برای من واژه های 《nero》و 《theos》رو معادل آب و ایزد(الهه) ترجمه کرد پس یه جورایی میشه گفت اگرچه 《okeanos》شکل و شمایل یک واژه یونانی رو داره با این حال از نظر مفهومی به فارسی نزدیک تر است.


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی