خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست برای ابکشی استخر را که به عروسی می برندبرای ابکشی استخر رفت و الاغ برگشتخر زورخر سه پاخر سوزخر سیاه خر سیاه استخر شانسخر شدنخر عیسیخر فروشانهخر گردنخر گرفتن کسیخر گیر اوردنخر گیروخر لنگخر لنگ خود را به منزل رساندنخر ما از کرگی دم نداشتخر ما از کره گی دم نداشتخر مادهخر مانگهخر مردمخر مزهخر مقدس بودنخر ملخخر نرخر همان خر است اما پالانش عوض شدهخر همیشه خرما نمی ریندخر وحشیخر کردنخر کردن کسیخر کریم را نعل کردنخر کسی از پل گذشتنخر کسی از کرگی دم نداشتنخر کسی را چسبیدنخر کسی را گرفتنخر کسی را نعل کردنخر کسی رفتنخر کسی رفتن یعنی چهخر کوزه پر از شنبه تا پنج شنبه گچ اوردن وجمعه سنگ کشیدنخرابخراب داشتنخراب شدنخراب شدن بر سر کسیخراب شدن شخصیتخراب شدهخراب گردیدنخراب و تباهخراب و ضایعخراب و ویران