دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
خلاصش اینه که. . . در نهایت میخوام بگم که. . . تمام اینارو گفتم که این نکته رو بگم. . تمام اینارو گفتم که بگم. . . خلاصه که. . .
شهروند جهانی
تکه ای از نور خورشید
"Slip back into" یعنی به طور تدریجی یا طبیعی به یک وضعیت یا حالت قبلی برگشتن. مثال: After the break, I slipped back into my old routine. ( بعد از ...
برای توصیف یک روند تدریجی به افسردگی یا حالت بد روحی استفاده میشه. I often slip into a negative mindset when I am stressed.
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
سلام در جملات سببی فرقی نداره get یا have بجای هم استفاده بشن؟ مثلا I have jackie cut my hair مبتونه با get هم بیاد؟ اگر نمیشه راه تشخیص چیه؟
Someone's angling for a surprise party
جدیدترین پاسخها
بدترین میشه the worst. اینجا قبل گزینه خودش the داده که یکی از نشونه های ترین هست
دُژَم: افسرده /دلتنگ/خشمگین/آشفته
ینی حواس جمع کردن و اینکه خیلی سخت تلاش کنیم که کار رو انجام بدیم. این ینی حواسمو میخام جمع کنم و تمرکزم رو تا یه کاریو انجام بدم