نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sooty tern: پرستو دریایی پشت سیاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sooty tern: پرستو دریایی پشت سیاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thick billed: منقار کلفت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fleetest: سریعترین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead foot: عشق سرعت کسی که تمایل زیادی به ران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ordeal: تجربه وحشتناک و سخت آزمون سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do good: فایده داشتن مفید بودن تاثیر مثبت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
heavens: یا خدا. . !!! همون معنی یا ابوالفضل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a leopard can: همون ضرب المثل:توبه گرگ مرگ است مرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put it: بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bide time: منتظر ماندن ( برای مدت طولانی ) در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
consulting house: مرکز مشاوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
towered: روییدن بلند تر شدن اوج گرفتن رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
towered: روییدن بلند تر شدن اوج گرفتن رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salve raids: شکار برده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overexploited: بیش از حد بهره برداری کردن بیش از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear something on the grapevine: فهمیدن چیزی یا اطلاعاتی از شخصی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear something through the grapevine: فهمیدن چیزی یا اطلاعاتی از شخصی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bush telegraph: اخبار رد و بدل شده ( معمولا پشت تلف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear something on the bush telegraph: فهمیدن چیزی یا اطلاعاتی از شخصی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to come straight to the point: یک راست سر اصل مطلب رفتن بدون هدر د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
craigslist: اگه صفت باشه به معنی آشغال دست دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slide off: سر خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slide off: سر خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
writing on the wall: اجتناب ناپذیر بودن شکست یا مصیبت یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explore every avenue: ● بررسی یا پیگیری هر وسیله ممکن برا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have one's back to the wall: در یک موقعیت بدی بودن که راحل آسانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your back to the wall: ( عامیانه ) در تنگنا بودن، سخت گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's back again the wall: ( عامیانه ) در تنگنا بودن، سخت گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your back against the wall: ( عامیانه ) در تنگنا بودن، سخت گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in a tight corner: ( عامیانه ) در تنگنا بودن، سخت گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bow to the inevitable: قبول کردن چیزی که میخواهد اتفاق بیف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bow to the inevitable: قبول کردن چیزی که میخواهد اتفاق بیف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
face facts: پذیرش یا رویارویی با حقیقت چیزی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
face facts: پذیرش یا رویارویی با حقیقت چیزی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop a question: درخواست ازدواج کردن از کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wax lyrical: صحبت کردن در مورد چیزی باشور و اشتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with the benefit of hindsight: درک و ارزیابی یک رویداد یا موقعیت ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with the benefit of hindsight: درک و ارزیابی یک رویداد یا موقعیت ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wise after the event: درک و ارزیابی یک رویداد یا موقعیت ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with all the trimmings: داشتن تمام چیزهای اضافی که به طور س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch this space: به چیزی که ذکر کردم توجه کنید زیرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watch this space: به چیزی که ذکر کردم توجه کنید زیرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cope with: تحمل کردن یا ساختن با وضع . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sympathetic ear: سنگ صبور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move on: رفتن چیز جدید شروع کردن تغییر دید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull yourself together: احساسات خودتو کنترل کن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get your act together: به زندگی خود نظم دادن احساسات خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there's no use: فایده ای نداره بیهوده است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crying over spilt milk: ناراحت شدن برای چیزی که دیگه نمیتون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crying over spilt milk: ناراحت شدن برای چیزی که دیگه نمیتون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a pep: انرژی دادن سرحال آوردن نیرو دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a pep: انرژی دادن سرحال آوردن نیرو دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your nose to the grindstone: سخت کار کردن سخت کار کردن به صورت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your nose to the grindstone: سخت کار کردن سخت کار کردن به صورت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too numerous to mention: برای تاکید در مورد تعداد زیادی از م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too numerous to mention: برای تاکید در مورد تعداد زیادی از م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mountain to climb: یک کار یا چالش بسیار دشوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mountain to climb: یک کار یا چالش بسیار دشوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's back into it: با نهایت توان و انرژی سخت کار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's back into it: با نهایت توان و انرژی سخت کار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put off until tomorrow: به تاخیر انداختن فعالیتی تا بعدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put off until tomorrow: به تاخیر انداختن فعالیتی تا بعدا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave someone to the tender mercies of someone: سپردن کسی یا چیزی جهت مراقبت یا رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
runabout: اتومبیا رو باز سبک بدون درب و پنجره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come before: پیش قرار گرفتن جلو بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in advance of: پیش قرار گرفتن جلو بودن مقدم بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at this moment in time: در شرایط فعلی در حال حاضر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at this moment in time: در شرایط فعلی در حال حاضر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bumpy ride: یک شرایط یا وضعیت با مشکلات فراوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smooth ride: یک شرایط یا وضعیت آرام و با آرامش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smooth ride: یک شرایط یا وضعیت آرام و با آرامش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
survival of the fittest: مهارتهایی از مردم کسانی که دارای ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a hiding to nothing: هر چه تلاش کنید شانسی برای موفقیت ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on a hiding to nothing: هر چه تلاش کنید شانسی برای موفقیت ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's one law for the rich: ( اصطلاح ) قانون برای همه یکسانه ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
there's one law for the rich: ( اصطلاح ) قانون برای همه یکسانه ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one law for the rich and another for the poor: ( اصطلاح ) قانون برای همه یکسانه ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one law for the rich and another for the poor: ( اصطلاح ) قانون برای همه یکسانه ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rocky ride: یک شرایط یا وضعیت با مشکلات فراوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rocky ride: یک شرایط یا وضعیت با مشکلات فراوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in blissful ignorance: در یک وضعیت که تو درمورد یک چیز ناخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in blissful ignorance: در یک وضعیت که تو درمورد یک چیز ناخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the gory details: بیان تمام جزئیات مخصوصا چیزا ناخوشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the gory details: بیان تمام جزئیات مخصوصا چیزا ناخوشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pin your hope on something: اعتماد کردن به کسی یا چیزی وابسته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pin your hope on: اعتماد کردن به کسی یا چیزی وابسته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pin your hope on: اعتماد کردن به کسی یا چیزی وابسته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forlorn hope: شرایطی که شانس کمی برای موفقیت یا خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw a veil over: حرف نزدن در مورد چیزی که مایه شرمند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appallingly: به طور رقت انگیزی به طور ترسناکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead in the water: نداشتن هیچ امکان از موفقیت احتمال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead in the water: نداشتن هیچ امکان از موفقیت احتمال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
left me high and dry: ●کسی را آس و پاس رها کردن ●کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
left me high and dry: ●کسی را آس و پاس رها کردن ●کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave someone high and dry: کسی را آس و پاس ول کردن کسی را بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go through the proper channels: استفاده از سیستم مشخص شده یا روش مش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go through the proper channels: استفاده از سیستم مشخص شده یا روش مش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you could not have been more wrong: جهت تاکید برای اینکه چقدر در گمراهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you could not have been more wrong: جهت تاکید برای اینکه چقدر در گمراهی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
away from your desk: سرکار نبودن یا در دفتر نبودن برای ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
away from your desk: سرکار نبودن یا در دفتر نبودن برای ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
away from desk: در اتاق نبودن یا پشت میزش نبودن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
away from desk: در اتاق نبودن یا پشت میزش نبودن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the same story: داستان همیشگی شرایط یکسان چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the same story: داستان همیشگی شرایط یکسان چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the buck stops there: آخرین مسئول یا رده بالاترین مسئول ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the buck stops there: آخرین مسئول یا رده بالاترین مسئول ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recorded delivery: Registered mail
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recorded delivery: Registered mail
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
registered mail: Recorded delivery
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
registered mail: Recorded delivery
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well remembered: خوش خاطره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well remembered: خوش خاطره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
darsi da fare: مشغول کاری شدن سکس کردن Get busy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
darsi da fare: مشغول کاری شدن سکس کردن Get busy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the victims of our own success: برای نشان دادن موفقیت دور از انتظار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the victims of our own success: برای نشان دادن موفقیت دور از انتظار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hitch up: زناشویی کردن، زن و شوهر شدن، وصلت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have your work cut out: مواجه شدن با یک وظیفه یا کار مشکل ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have your work cut out: مواجه شدن با یک وظیفه یا کار مشکل ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to no purpose: بدون نتیجه باارزش یا مفیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to no purpose: بدون نتیجه باارزش یا مفیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chapter of accidents: یک سری از کارهایی که پشت سر هم اشتب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chapter of accidents: یک سری از کارهایی که پشت سر هم اشتب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gremlin in the works: مشکل فنی جزئی وقتی واسه یک ایراد ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gremlin in the works: مشکل فنی جزئی وقتی واسه یک ایراد ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get way: رسیدن یا داشتن چیزی که میخوای کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's way: رسیدن یا داشتن چیزی که میخوای کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have one's way: رسیدن یا داشتن چیزی که میخوای کاره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make pay: مجازات کردن به سزا عمل رساندن تلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make pay: مجازات کردن به سزا عمل رساندن تلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
too close for comfort: آنقدر نزدیک که می ترسی یا مضطرب می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an accident waiting to happen: یک چیز یا موقعیت شخصی که به نظر می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blot on the landscape: چیزی که غیرجذاب تلقی می شود که ارزش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
risk life and limb: خود را به خطر انداختن، با جان خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make no mistake about it: سوءتفاهم نشود برداشت غلط نشود بی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make no mistake about it: سوءتفاهم نشود برداشت غلط نشود بی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come away: دور شدن جایی را ترک کردن با حس خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hose down: با شلنگ آب پاشیدن جهت خاموش کردن آت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hose down: با شلنگ آب پاشیدن جهت خاموش کردن آت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
panic stations: یک احساس مشترک از استرس شدید اضطراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
panic stations: یک احساس مشترک از استرس شدید اضطراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your beam ends: پول خیلی کم داشتن و در شرایط بحرانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speake too soon: گفتن چیزی قبل از اطلمینان از درست ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge down: باتری تموم کردن به علت تمام کردن ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ride away: رفتن دور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sales figures: آمار پ ارقام که نشان می دهد چه مقدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales number: آمار پ ارقام که نشان می دهد چه مقدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fag it: خودارضایی کردن ( فقط در مورد جنس مذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ball off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jag off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jag off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pasture new: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh fields and pastures new: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
change of scene: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from cradle to the grave: تمام طول زندگی از تولد تا مرگ کل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thin on the ground: نادر کمیاب تک و توک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without more ado: بدون فوت وقت �بدون هیچ توضیح اضاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
token of our appreciation: دادن کادو به کسی جهت قدردانی از زحم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sub off: تعویض کردن جایگزین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ballet dancer: بالرین رقاص باله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pile up: روی هم انبار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pile up: روی هم انبار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
misfire: اشتباه از آب در آمدن درست کار نکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneaky link: کسی که به صورت مخفیانه باهاش سکس دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sneaky link: کسی که به صورت مخفیانه باهاش سکس دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exact from: به زور گرفتن، تحمیل کردن، ایجاب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exact of: به زور گرفتن، تحمیل کردن، ایجاب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: وعده سر خرمن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something your earnest consideration: چیزی را جدی گرفتن سعی در آرام کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the beginning of an era: آغاز یک دوره جدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the end of an era: پایان یک دوره پابان یک عصر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cattitude: بر گرفته از واژه attitude Cat اولش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cattitude: بر گرفته از واژه attitude Cat اولش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in two minds about: نداشتن توانایی در تصمیم که چه کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the last thing on somebody's mind: اصلا به چیزی فکر نکردن چیزی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the last thing on somebody's mind: اصلا به چیزی فکر نکردن چیزی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come with: با کسی یا چیزی آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get somebody to do something: باعث شدن یا ترغیب کردن یا وادار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get to do sth: باعث شدن یا ترغیب کردن یا وادار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep going: ادامه دادن به عملی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave something with somebody: چیزی را به کسی سپردن چیزی را بر عه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave something with somebody: چیزی را به کسی سپردن چیزی را بر عه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave somebody to something: کسی را به حال خود گذاشتن کسی را تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make that: تخمین زدن برآورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make that: تخمین زدن برآورد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut off one's ass: دست از سر کسی برداشتن مزاحم نشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut off someone's ass: دست از سر کسی برداشتن مزاحم نشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
better to have facts in black and white: بهتر است حقایق را مکتوب داشته باشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
holdup: وقفه، توقیف، سرقت مسلحانه، گیر، گیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
face the prospect: شاهد وقوع اتفاقی درآینده بودن حاکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fierce criticism: انتقاد شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fierce criticism: انتقاد شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big day: روز به یاد ماندنی روز سرنوشت ساز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
big day: روز به یاد ماندنی روز سرنوشت ساز ...
٢ سال پیش