نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roadshow theatrical release: نمایش گردشی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shrinking violet: ( فرد متواضع و خجالتی ) فرد سربه ز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
diamond in the rough: فردی که نسبت به ظاهرش مهربان تر است
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet as pie: بسیار مهربان و دلسوز
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pure as the driven snow: کاملا پاک و بیگناه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
down to earth: ( فروتن، خاکی ) متواضع
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hide one's light under a bushel: توانایی یا مهارت خود را از روی فروت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make sheep's eyes at somebody: با علاقه به کسی نگاه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make sheep's eyes at: با علاقه به کسی نگاه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have the hots for someone: میل جنسی نسبت به کسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have the hots for somebody: میل جنسی نسبت به کسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have the hots for: میل جنسی نسبت به کسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charm the pants off somebody: ( کسی را عاشق وشیفته خود کردن ) ک ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charm the pants off: ( کسی را عاشق وشیفته خود کردن ) ک ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep somebody off ones feet: کسی را عاشق خود کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep off ones feet: کسی را عاشق خود کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep off one's feet: کسی را عاشق خود کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give somebody the glad eye: با شهوت به کسی نگاه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give the glad eye: با شهوت به کسی نگاه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep somebody off one's feet: کسی را عاشق خود کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nice as pie: بسیار گرم و صمیمی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
man of few words: فرد کم حرف
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gentle as a lamb: بسیار آرام و مهربان
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
big mama: عزیزم
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
goo goo eyes: نگاه عاشقانه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a move on: شروع به مخ زنی کردن سر صحبت را با ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roadshow: برنامه تلویزیونی یا رادیویی سیار ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bill and coo: خلوت عاشقانه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take something seriously: چیزی را جدی گرفتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aeonian: مربوط به دوران زمین شناسی , ابدی , ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
think the sun rise and set on someone: کشته مرده کسی بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be an item: در رابطه بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tool around: راندن بدون هدف خاص
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have something going with somebody: ( چیزی بین دو نفر بودن ) رابطه ع ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
something going with somebody: ( چیزی بین دو نفر بودن ) رابطه ع ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
something going with someone: ( چیزی بین دو نفر بودن ) رابطه عا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
punch above ones weight: لقمه بزرگ تر از دهان خود برداشتن ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plenty of fish in the sea: این نشد یکی دیگه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
punch above one's weight: لقمه بزرگ تر از دهان خود برداشتن ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
oh bugger: وای ( برای بیان خشم )
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
same with me: Me too منم همینطور
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tool: راندن بدون هدف خاصی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
correspondence course: آموزش مکاتبه ای آموزش غیرحضوری
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tooling: راندن بدون هدف خاصی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tooling around: راندن بدون هدف خاصی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
count one's blessings: قدر داشته های خود را دانستن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thank one's lucky stars: ( از خدای کسی بودن ) خدا را شکر ک ...
١١ ماه پیش