نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lick one's lips: با هیجان منتظر چیزی بودن �هیجان داش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buy sth on impulse: ناگهان هوس انجام دادن کاری را کردن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bored out your mind: از بی حوصلگی دیوانه شدن از حوصله س ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a bad run: a period of performing badly
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in one's mind's eye: در خیال خود
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pen in: حبس کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
league table: فهرست رقیبان یک لیگ فهرست چیزهای ط ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lay down rules: قانون صادر کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
yearn for: در حسرت بودن برای
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep one's word: سرحرف خود ایستادن�سر قول خود ماندن
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to pieces: با شکست مواجه شدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shed light on: دلیل آوردن �توضیح دادن آشکار کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contraception: پیشگیری از بارداری وسیله پیشگیری ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shower room: حمام - دستشویی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
emergence: افشا بروز، آشکارسازی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
zoned out: نئشه گیج و منگ
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wink off: به خواب رفتن خوابیدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take its toll: اثر منفی گذاشتن بر روی کسی یا چیزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hike: افزایش ناگهانی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
carry weight: بسیار مهم و تاثیرگذار بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall on: مسئولیتی را قبول کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
morph into: به شکل دیگری درآمدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
satnav: راهیابی ماهواره ای
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
developer: برنامه نویس وب یا نرم افزار
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charged: شارژشده شارژ پرتنش پرهیجان، پراضطرا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold up: با اسلحه سرقت کردن سرقت مسلحانه کرد ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drop a line: از طریقی تماس برقرار کردن خبر دادن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
granted: در حقیقت
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
directed: خطاب به کسی چیزی گفته شده
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
burned: مایوس و نا امید شدن در رابطه عاشقان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
knock off: قیمت چیزی را کاهش دادن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cry over spilled milk: غصه گذشته را خوردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
head start: مزیت برتری، چیزی که آدم را از بقیه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk up: بیش از حد از کسی یا چیزی تعریف کردن ...
١١ ماه پیش