نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
zero in on: در شرف یافتن ( چیزی ) بودن به یافت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make modification: تغییرات جزیی ایجاد کردن اصلاحاتی ا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sentenced for life: محکوم به حبس ابد
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
adhesive tape: چسب پانسمان
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch one's breath: نفس خود را حبس کردن ( از روی ترس یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get off a flying start: شروع خوبی داشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
change to: به چیز متفاوتی تغییر کردن عوض کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seeded: سابقه دار ( بازیکن به ویژه تنیس ) ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sheltered housing: مسکن اجاره ای برای سالمندان یا بیما ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
alzheimers disease: بیماری آلزایمر ( فراموشی )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
avoid like the plague: دوری کردن ار کسی یا چیزی تا حد ممکن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reason out: پیدا کردن راه حل برای مشکل یا مسئله ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
building society: بانک مسکن صندوق پس انداز رهنی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be behind sb: حمایت کردن از کسی یا چیزی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dent somebody's reputation: اسیب زدن بر آبرو و شهرت کسی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dent somebody's confidence: آسیب زدن بر اعتماد به نفس کسی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get something into perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get something in perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
leave till the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
leave something to the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thrash somebody: شکست دادن کسی به صورت سنگین و تحقیر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nick something: دزدیدن چیزی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come top: بیشترین یا بهترین یا بالاترین نمره ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn out badly: بد از آب در آمدن بد پیش رفتن بد ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
its high time: دیگر وقتش است. . . زمان درست الانه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
speak too soon: گفتن چیزی قبل از اینکه بدانیم واقعا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i am writing to enquire whether: برای پرسیدن یک سوال یا درخواست دادن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i am writing to inform you of my intention to: طرح یا برنامه برای انجام کاری را به ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i am delighted to inform you that: برای خبرهای خوب استفاده میشه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a case of sth: در مورد چیزی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
quiet as a mouse: مثل موش بسیار ساکت و خجالتی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the best thing: بهترین پیشنهاد بهترین کاری که می ت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my mind goes a complete blank: چیزی به ذهنم نمیرسه همه چیز را فرا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live in a world of your own: در دنیا خود زندگی کردن و به اتفاقا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be dying for something: ( دل کسی ) به شدت چیزی را خواستن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ass in a lion's skin: آدم احمق
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not take something lying down: بی جواب نذاشتن ( حرف زور )
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
monkey business: ( مسخره بازی، شیطنت، حیله، دوز و کل ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impulse buy: خرید آنی و بی برنامه خرید تفننی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
running shoe: کفش اسپرت کفش ورزشی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
goth bitches: دخترایی که مد و سبک لباس تیره و گاه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
draw attention to the fact that: تاکید کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting at something: منظور داشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not to flex: اگه تعریف از خود نباشه . . . اگه خ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
edi: European department of intelligence ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
highways agency: سازمان دولتی مسئول تعمیر و نگهداری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
highways department: سازمان دولتی مسئول تعمیر و نگهداری ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
baumgartner: فلیکس باومگارتنر ( به آلمانی: Felix ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a monkey on back: مسئله بغرنج
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
keep something in perspective: اجازه ندهید که یک مسئله یا مشکل که ...
١٠ ماه پیش