نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
joint statement: بیانیه مشترک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
joint bank account: حساب مشترک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
joint communiques: اعلامیه رسمی مشترک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
joint communique: اعلامیه رسمی مشترک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yaar: همون یار خودمونه به معنی دوست یا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down ass bitch: زنی که همیشه پشت شوهر یا دوست پسر ه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
die bitch: به افرادی که دوست ندارید یا به کسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
send up in smoke: آتش گرفتن سوختن دود هوا شدن به ( سر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's foot up: آرامیدن آسودن، استراحت کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one the feed bag: غذا خوردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in somebody's view: از نظر کسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exchange of views: تبادل نظرات
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
view about something: نظر درباره چیزی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in view: در دیدرس بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
view something as something: چیزی را ( به عنوان ) چیزی درنظر گرف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ridiculously: به طور باورنکردنی به طور غیر قابل ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a mind like a sieve: ذهن بسیار فراموشکاری داشتن حافظه ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put at ease: ایجاد حس راحتی و بدون استرس
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tons of: یک عالمه خیلی زیاد
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
folly: این واژه به سازه ها یا ساختمانهایی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
interest free: قرض الحسنه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the best of both worlds: یه مثال برا بهتر درک کردن معنی اصطل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
two wrongs dont make a right: بدی را با بدی جواب نباید داد
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let the cat out of the bag: پته کسی را روی آب انداختن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have your eye on something: have seen sth and want to have it o ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go down: مریض شدن بیماری گرفتن پذیرفتن مور ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
buffer: بافر عموما در علوم کامپیوتر و الکتر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall asleep: to start to sleep به خواب رفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring it back: برای اینکه به دی جی بگویید �آن آهنگ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
exi: زنی است که همیشه در کنار شماست حتی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come in a body: دسته جمعی آمدن گروهی آمدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arrive in a body: دسته جمعی آمدن �گروهی آمدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when it comes time to: وقتی که زمانش فرا میرسه. . . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when it becomes time: وقتی که زمانش فرا میرسه. . . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
normalise: به حالت عادی درآوردن�عادی کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thermos jug: فلاسک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thermobaric rocket: سلاحی که �پدر همه بمب ها� نامیده می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's best behavior: بسیار مودب بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be on one's best behavior: بسیار مودب بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be on one's best behaviour: بسیار مودب بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on your best behaviour: بسیار مودب بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on your best behavior: بسیار مودب بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be pressed for: خواستار چیزی شدن تقاضای چیزی را کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up in arm: آماده جنگیدن شدن �مسلح شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heineken: آبجو هلندی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heiny: به صورت شنیع به صورت زشت منفور ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jess: یک نام برای توصیف نوع مهمترین، زیبا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy cigarette: هوس سیگار کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yearn for something: در حسرت چیزی بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull over the front tire is flat: بزن کنار. لاستیک جلو پنچر است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull over we're out of gas: بزن کنار. بنزین نداریم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull over we have a flat: بزن کنار. پنچر کردیم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pujari: کاهن معبد هندو
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head of company: رئیس شرکت
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cup bearer: ساقی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do fair share: مثل دیگران سخت کار کردن و تلاش کردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't shit where you eat: جایی که غذا می خوری نرین از این عب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't let the door hit your ass on the way out: سریع بزن به چاک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back the fuck up before you get smacked the fuck up: - اصطلاح یا جمله ای که زمانی به کار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get fuck up: برای�پیچاندن، گیج شدن، متحیر شدن. ن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get fuck up: خراب شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get shit: وقتی کسی مجبور است به یک سرزنش تند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thermos bottle: فلاسک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mr joe sensitive: مرد کاملا حساس
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch one's off guard: غافلگیر کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
being so forward: زمانی که شخصی به وضوح جذب شخص دیگری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so forward: هدایت شده یا به جلو حرکت می کند. 2 ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear a grudge against someone: از کسی کینه به دل گرفتن�از کسی کینه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear a grudge against somebody: از کسی کینه به دل گرفتن�از کسی کینه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hat off to someone: به احترام کسی کلاه از سر برداشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hat off to somebody: به احترام کسی کلاه از سر برداشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
director of studies: یک معلم در یک دانشگاه یا مدرسه زبان ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side on: از کنار در کنار با یک طرف رو به ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
me day: روزی که همه چیز در مورد شماست. . . ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sex something up: چیزی را مهیج تر/جذاب تر کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk out of ass: مزخرف گفتن حرف مفت زدن، چرت وپرت گف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull out of one's ass: چیزی را از خود درآوردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
b3: Big Booty�Becky Ball� Busting� Bit ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
b cube: big boobs, a big butt and a big bel ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow in somebody's footsteps: به پیروی از کسی کاری انجام دادن پا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back onto: پشت به چیزی بودن مثلا ساختمان و. . ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie off: گره گذاشتن در پایان چیزی; بستن چیزی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lazy meal: غذایی که مواد اولیه ساده داره و زود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap away: به آرامی ضربه زدن ( با انگشتان )
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap on something: ضربه آرام به چیزی [با انگشت]
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap at something: ضربه آرام به چیزی [با انگشت]
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap and die: قلاویز و حدیده ( ابزار )
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tap penalty: ضربه آزاد ( راگبی ) �پنالتی
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kiss cam: یک سرگرمی در زمان استراحت در رویداد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kisscam: یک سرگرمی در زمان استراحت در رویداد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of one's tree: دیوانه�کاملا احمق
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch somebody off guard: غافلگیر کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whoop ass: کتک
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone whoop ass: کسی را کتک زدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give somebody whoop ass: کسی را کتک زدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give one's whoop ass: کسی را کتک زدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give whoop ass: کسی را کتک زدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the fact of the matter: برای تاکید استفاده می شود اما گاهی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liner: کیسه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bust behind the back: در شرایطی مشغول به کار بودن که هیچ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
claim responsibility: مسئولیت ( چیزی ) را برعهده گرفتن�مس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outcall: بازدید از خانه مشتری توسط یک متخصص ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live high off on the hog: بر وفق مراد بودن زندگی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep to a budget: پایبند بودن به برنامه ریزی هزینه ها
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk through one's ass: مزخرف گرفتن�چرت گفتن، پرت وپلا گفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snack machine: ماشینی که به طور خودکار کالاهای مصر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
piece of ass: رابطه جنسی آدم جذاب ( به ویژه زن )
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ass time: زمان کاری که فرد در جایی ثبت می کند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang onto your hat: حاضر باش
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop around: سر زدن به خانه کسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop a note: فرستادن نامه یا پیام
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop one a note: فرستادن پیام یا نامه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the bright lights: هیجانات یا جذابیت های زندگی در شهر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leashed: کسی که کاملاً تابع دیگران است ( معم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have on a leash: کنترل کردن محدود کردن کاملاً تابع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dog on: حمله وحشیانه به شخصی به شکلی که گرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thumb up your ass: انجام ندادن کاری که باید انجام دهید ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bug up your ass: عصبانی شدن در مورد چیزی که پیش پا ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barbie up your ass: هر اقدام رادیکالی که برای بیان مخال ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head up your ass: 1. حالت کاملاً غافل از اطرافیان 2. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live below the poverty line: زیر خط فقر زندگی کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not getting any younger: سن و سالی از کسی گذشتن �پیر شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so there it is: خب همینه دیگه! خب این هم از این!
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the early: در اوایل مخالف in the late در اواخر
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this that and the other: چیزها/افراد مختلف
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that and the other: چیزها/افراد مختلف فلان و بهمان
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to one's neck: تا خرخره غرق چیزی بودن� سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's beam ends: بی پول بودن �چیزی ته جیب نداشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to one's ears in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to one's neck in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to one's eyes in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to your eyes in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to your neck in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up to your ears in something: تا خرخره غرق چیزی بودن �سخت مشغول ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let someone merge: راه دادن به کسی در خیابان یا جاده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
merge into: برای پیوستن، متحد شدن، یا ترکیب شدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
merge in: برای پیوستن، متحد شدن، یا ترکیب شدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let somebody merge: راه دادن به کسی در جاده یا خیابان ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
under the cosh: تحت فشار شدید بودن برای از پس چیزی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be under the cosh: تحت فشار شدید بودن برای از پس چیزی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ass end of nowhere: ناکجاآباد�ته دنیا، جای دورافتاد
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the ass end of creation: ته دنیا�آخر دنیا، جای فوق العاده دو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tax year: سال مالی یک دوره حسابداری سالانه ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's uppers: بی پول بودن�چیزی ته جیب نداشتنinfor ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on your uppers: بی پول بودن�چیزی ته جیب نداشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be pleased by: راضی بودن خوشحال بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win someone's respect: احترام کسی را جلب کردن نظر کسی را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win somebody's respect: احترام کسی را جلب کردن نظر کسی را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win one's respect: احترام کسی را جلب کردن نظر کسی را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win the respect of somebody: احترام کسی را کسب کردن�احترام کسی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win someone's approval: �رضایت کسی را جلب کردن�موافقت کسی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win somebody approval: �رضایت کسی را جلب کردن�موافقت کسی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win somebody's approval: �رضایت کسی را جلب کردن�موافقت کسی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win one's approval: �رضایت کسی را جلب کردن�موافقت کسی ر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
multi lane road: خیابان یا اتوبان دارا چندین باند سر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be offended by: دلخور شدن آزرده خاطر شدن ناراحت ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to someone: چیزی رو تو روی طرف گفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simp over: کس لیسی کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have guts to do something: شجاعت انجام کاری را داشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in someone's mind's eye: در خیال خود
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not in any way: به هیچ وجه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shit one's pants: به شدت شگفت زده شدن�به شدت ترسیدن، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compliment somebody on: گفتن چیزای خوب در مورد کسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compliment someone on: گفتن چیزای خوب در مورد کسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compliment one's on: گفتن چیزای خوب در مورد کسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay slip: فیش حقوق
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay someone respect: به کسی احترام گذاشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay somebody respect: به کسی احترام گذاشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay someone lip service: صادقانه با کسی حرف نزدن�از ته دل با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as time is running short: در حالی که وقت در حال تمام شدن است
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
useless as a fifth wheel: کاملا به درد نخور کاملا بی استفاده
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay somebody a visit: از کسی دیدن کردن�به ملاقات کسی رفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
confide to: درد دل کردن با، ( از روی اعتماد به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be satisfied: راضی بودن خوشحال بودن خوشنود بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do something at one sitting: در یک دوره زمانی بدون وقفه بدون ای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do something in one sitting: در یک دوره زمانی بدون وقفه بدون ای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in sitting: در طول یک دوره مداوم زمانی که روی ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at sitting: در طول یک دوره مداوم زمانی که روی ی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at one's leisure: سرفرصت
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in one's shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in someone shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in someone's shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in somebody's mind's eye: در خیال خود
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to be killing someone: خیلی دردناک بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call one's names: توهین کردن�بد و بیراه گفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw oneself into something: خود را شدیدا درگیر چیزی کردن خود را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not have a heart: دل نداشتن ( کاری را انجام دادن ) دل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not have the foggiest idea: هیچ ایده ای نداشتن اصلا ندانستن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pen somebody in: کسی را حبس کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pen somebody up: کسی را حبس کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pen someone up: کسی را حبس کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pen someone in: کسی را حبس کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one's heart leaps: ناگهان خوشحال شدن ناگهان به وجد آمد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one's heart lurches: ناگهان ترسیدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
somebody's heart is not in something: دل کسی به چیزی روشن نبودن علاقه مند ...
٩ ماه پیش