نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
circadian order: نظم شبانه روزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monophasic: تک فازی تک بخشی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work operates under the command of life: کار کردن اهمیت کمتری از زندگی کردن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a few zs: چرت زدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
few zs: چرت زدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sneaky: Sneaky link کسی که به صورت مخفیانه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
black eye: مایه شرم مانع
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
double down: مصمم تر شدن دو برابر کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
odyssey: سفر طولانی ( و پر حادثه )
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go out of the window: ناپدید شدن به طور کامل
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot up: ( به سرعت ) بالا رفتن ( به سرعت ) ا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
composed with distinction: به خوبی نوشتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grant an interview: برنامه ریزی کردن برای یک مصاحبه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the job at hand: کاری که فعلاً در دست است، کار فعلی، ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sell your qualifications: توانایی ها و مهارت های خود را در به ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sell your qualifications: توانایی ها و مهارت های خود را در به ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
composed with distinction: به خوبی نوشتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grant an interview: برنامه ریزی کردن برای یک مصاحبه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the job at hand: کاری که فعلاً در دست است، کار فعلی، ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bored out your mind: خیلی خسته کننده خیلی کسل کننده ve ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take the law into one's hands: اقدام خارج از محدوده قانون برای دست ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
term of office: زمانی که شخصی شغل یا مقامی مهم، به ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
comb through: Turn upside down
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go for a wander: قدم زدن گشت زدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pinch something: دزدیدن چیزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uninitiated: غیر متخصص غیر کارشناس، فاقد اطلاعات ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
black out: غش کردن بیهوش شدن محرمانه کردن ( اط ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
political rally: تجمع سیاسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lint trap: صافی ماشین لباسشویی یا خشک کن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lint trap: صافی ماشین لباسشویی یا خشک کن
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political rally: تجمع سیاسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick at: مثل پرنده کم خوردن تعبیر کردن باز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sea of difference: خیلی متفاوت بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moving at wrap speed: با سرعت سرسام آور حرکت کردن با حدا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
taste a lifestyle: طعم سبک زندگی تجربه از سبک زندگی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discovered firsthand: به صورت مستقیم دیدن یا تجربه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
culture trauma: شوک فرهنگی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a big deal: چیزی را بیش از حد مهم جلوه دادن� چی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compliment on: گفتن چیزهای خوب در مورد کسی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take the cake: احمقانه ترین، بدترین، عجیب ترین و. ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
umami: This comes from a Japanese word tha ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep one's feet on the ground: زندگی معقول و واقع گرا داشته باشد�خ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fed up with: سیر شده
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
emerge: بیرون آمدن ( از شرایط دشوار ) جان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hitch up: زناشویی کردن، زن و شوهر شدن، وصلت ک ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
swelling: بزرگ زیاد
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
reusable travel case: کیف دستی قابل استفاده مجدد
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
leave someone high and dry: کسی را آس و پاس ول کردن کسی را بی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
aftersomething: جستجو کردن و تلاش برای به دست اوردن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stand in: جایگزین کسی شدن�جانشین کسی شدن، جای ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ima: I'm going to
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
twist and turn: پیچ و تاب خوردن وول خوردن، لولیدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rustle up: به سرعت آماده کردن به سرعت درست کر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the day isn't over: روز تمام نشده است
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shot up: ( به سرعت ) بالا رفتن ( به سرعت ) ا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take easy: مدارا کردن سخت نگرفتن خودداری از خ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rattle off: به سرعت بیان کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roasting: داغ� بسیار گرم سرزنش شدید �انتقاد ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull your finger out: وقت تلف کردن یا تعلل کردن را متوقف ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hear something through the grapevine: فهمیدن چیزی یا اطلاعاتی از شخصی که ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make an agreement: توافق کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a black eye: زیر چشم کسی بادمجان کاشتن ( با مشت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sheer off: ناگهان تغییر مسیر دادن منحرف شدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call girl: روسپی که ممکن است از طریق تلفن با ا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give an impression: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
right under one's nose: واضح بودن�آشکار بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roasting rack: توری نگه دارنده در داخل ماهیتابه فر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it will all end in tears: یک هشدار است که چیزی احتمالا پایان ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuckboy: مرد لاابالی�مرد دخترباز، مرد بی بند ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taste a lifestyle: طعم سبک زندگی تجربه از سبک زندگی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discovered firsthand: به صورت مستقیم دیدن یا تجربه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
culture trauma: شوک فرهنگی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moving at wrap speed: با سرعت سرسام آور حرکت کردن با حدا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
house specials: غذای مخصوص سرآشپز غذای تخفیف خورده
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lift shaft: چاه آسانسور
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shop around: به دنبال ( چیزی ) گشتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
big ass: به هر چیزی که به طور کلی بزرگه با ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy dress: لباس هالووین
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have an eye for: سلیقه خوبی داشتن در شناخت چیزی حرف ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recycling: مواد بازیافتی وسایل بازیافتی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take into: در نظر گرفتن توجه کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
historic site: بافت تاریخی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kneed: ضربه یا لمس با زانو
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
storage locker: محفظه برای نگهداری لباس و اشیاء قیم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
house speciality: غذای مخصوص سرآشپز غذای تخفیف خورده
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sure footed: ثابت قدم ( اسب و. . . ) �دارای گام ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your head up: محکم باش قوی باش تحمل کن ادامه ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw away: منحرف شدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as good as gold: مثل طلا اصل معتبر، خالص
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mark the beginning of something: باعث شروع چیزی شدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have control over: قدرت هدایت یا مدیریت شخصی یا چیزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
front steps: پله جلو خانه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watertransparent: وسایلی شفاف مانند شیشه پلاستیک و . ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
removal van: کامیون حمل اثاثیه ون باربری
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweater jacket: پالتو پشمی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cultural pockets: مردم شهرهای کوچکتر در جستجوی شغل، ت ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take seriously: با جدیت برخورد کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take something lying down: بی جواب گذاشتن ( حرف زور ) � بدون ج ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spring chicken: فرد جوان و نا پخته
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indecent: لخت لختی ( لباس ) باز ( لباس )
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a matter of: اشاره به مقدار کم از چیزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shopping spree: دوره خرید ولخرجی و خرید بیش از حد ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bench: ( در کارگاه و نانوایی و . . . . ) م ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
team up with: Get together دو هم جمع شدن یک گرو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fashion lines: تمام لباس هایی که یک طراح فشن می تو ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pickup area: محوطه تحویل گرفتن کالا در فروشگاه ه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
racing car set: اسباب بازی ماشین مسابقه ای
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the premises: اینجا here
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look around for: دنبال ( چیزی/کسی ) گشتن برای یافتن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the strangest possible terms: با لحن قاطعانه حداکثر ممکن برای بیا ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off your ass: هیکل نحس خود را تکان بده
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have one's heart go out to someone: برای کسی دل سوزاندن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
donkey's ass: یک فرد احمق یا لجباز
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
far too long: خیلی طولانی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a say: داشتن حق رای یا اظهار نظر در مورد چ ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depend on someone: به کسی وابسته بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold someone accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold ones accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
team up: متحد شدن دست به دست هم دادن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hell off: گمشو
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all being well: انشاالله اگه همه چیز خوب پیش بره
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see ya later alligator: به زودی می بینمت
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get ass: رابطه جنسی داشتن با عجله به جایی ر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
laff off: laugh off
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
find it hard: احساس میکنم برام سخت و دشواره چیزی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jogging suit: ست گرم کن ورزشی �شلوار و سوئیشرت گر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cake pan: ظرف کیک پزی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juice pack: آبمیوه پاکتی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juice box: آبمیوه پاکتی
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
olivier salad: �سالاد الویه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aluminum foil: زرورق
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draught of water: جرعه ای از آب
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
find it hard: احساس میکنم برام سخت و دشواره چیزی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see around: کسی را این دوروبرها ( جاهایی که معم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deadbolt lock: قفل کلیدخور
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
static cling: چسبندگی ثابت به علت وجود الکتریسیته ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dragnet: تعقیب تعقیب کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold someone in the palm of your hand: hold someone in the palm of hand
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make head or tail of something: ته و توی چیزی را در آوردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick in the mud: اصولگرا محافظه کار
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
customer pickup area: محوطه تحویل گرفتن کالا در فروشگاه ه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
top bin: Top corner کنج دروازه در هر طرف
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold someone accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold ones accountable for: مسئول و پاسخگو چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
team up with: Get together دو هم جمع شدن یک گرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fashion lines: تمام لباس هایی که یک طراح فشن می تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head start: مزیت برتری، چیزی که آدم را از بقیه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a head start: مزیت برتری، چیزی که آدم را از بقیه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a dash: با عجله رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be confined to bed: باید در رختخواب بماند مثلا به علت ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mayoress: شهردار زن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give sth a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lined: خط دار ردیف ( در امتداد یک دیگر _پش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
off the top of one's head: با حضور ذهن از حفظ، سریع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
muscle strain: کشیدگی عضله
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what a disgrace: چه افتضاحی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
impulse to do sth: ناگهان هوس انجام دادن کاری را کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scare the hell out of someone: زهره ترک کردن�
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a heavy sleeper: کسی که خواب سنگین دارد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stroke of: یک رویداد غیر منتظره اما مهم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
white as a sheet: بسیار رنگ پریده ( در اثر ترس یا بیم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's way: رسیدن یا داشتن چیزی که میخوای کاره ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bury ones head in the sand: مثل کبک سر در برف فرو بردن نادیده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have seen better days: ( چیزی قدیمی و ازکارافتاده ) عمر مف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make yourself: راحت باش فکر کن خونه خوته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scrape through: دوام آوردن تاب آوردن به سختی گذرا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: وعده سر خرمن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put in an appearance: درملا عام ظاهر شدن در میان جمع آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
further to: متعاقب در نتیجه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drive somebody insane: drive somebody crazy drive somebody ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
delude yourself: deceive yourself
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
low priority: اولویت آخر غیر ضروری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wipe something off something: حذف کردن چیزی از چیز دیگر به صورت س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go on at: ایراد گرفتن ( از کسی ) انتقاد کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
id better be off: I have to leave now
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thin on the ground: نادر کمیاب تک و توک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take the bait: شما به چیزی که کسی گفته یا انجام دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn out well: خوب پیش رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
straw that broke the camel's back: کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lean to: اتاقک متصل به یک ساختمان بزرگ
١ سال پیش