نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strengthen someone's belief: عقیده کسی را قوی کردن عقیده کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reinforce someone's belief: عقیده کسی را قوی کردن عقیده کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off ones ass: دست به کار شدن �کون خود را تکان داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an ear for: در زمینه چیزی استعداد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a blowout: پنچر شدن لاستیک پنچر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an accident: تصادف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an ear for music: استعداد موسیقیایی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a lead foot: به رانندگی پرسرعت علاقه داشتن عشق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a mind like a sieve: ذهن بسیار فراموش کاری داشتن عین ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a mind like a sieve: ذهن بسیار فراموش کاری داشتن عین ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a bone to pick with someone: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a bone to pick with somebody: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a bone to pick with somebody: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to have a red cent: آه در بساط نداشتن بی پول و پله بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grim death: مرگ ناخوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like the clippers: بسیار سریع یا به شدت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to be best pleased: برای نشان دادن آزردگی یا ناراحتی کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cannot believe your eyes: با صحنه تعجب آور و هولناک مواجه شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't believe your eyes: با صحنه تعجب آور و هولناک مواجه شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cannot believe your ears: شنیدن چیزی هولناک و تعجب آور که باو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeing things: دیدن توهمات بصری یا تصور چیزهایی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put the wind up: بسیار مضطرب، ناراحت یا ترسیده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the wind up someone: موجب ترس و نگرانی و اضطراب و ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the wind up somebody: موجب ترس و نگرانی و اضطراب و ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get the wind up: بسیار مضطرب، ناراحت یا ترسیده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the wind up: بسیار مضطرب، ناراحت یا ترسیده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be quick off the mark: سریع عمل کردن/واکنش نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's heart go out to someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my heart go out to someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's heart go out to someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my heart goes out to someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's heart goes out to someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my heart bleeds for you: دلم برات میسوزه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's heart bleeds for someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's heart bleeds for someone: برای کسی دل سوزاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push something to the back of your mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push something to the back of one's mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to the back of your mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something to the back of one's mind: تلاش برای فراموش کردن چیزی تلاش بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lead out: همراهی کردن مشایعت کردن شروع کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a contribution: کاری برای کمک به موفقیت یا تولید آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
donkey's ass: یک فرد احمق یا لجباز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stupid ass: یک فرد احمق یا لجباز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go away on business: به سفر کاری رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales director: مدیر فروش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
financial year: سال مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break all records: برای تاکید بر اینکه چیزی نسبت به قب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
psithurism: صدا باد در بین درختان و برگ درختان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
psithurism: صدا باد در بین درختان و برگ درختان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buck the trend: توسعه به شیوه ای غیرمنتظره، غافلگیر ...
٢ سال پیش