نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seven seats: شاسی بلند تمام ظرفیت مینی ون هر م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck it up: چیزی را خراب کردن یا آسیب بهش زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fucking it up: ( معنای مثبت ) عمل انجام دادن کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fucking shit up: خرابکاری کردن و گند زدن به چیزی مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iykyk: if you know you know
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
iykyk: if you know you know
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you know you know: کسایی که باید بدونن، میدونن جایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
if you know you know: کسایی که باید بدونن، میدونن جایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cash on the barrel head: پول نقد در گذشته در بارها و میخانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crush to: فشردن، چپاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crush into: فشردن، چپاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crush against: فشردن، چپاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deep fat: مقدار زیادی روغن برای سرخ کردن غذا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hatch off: روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن، از تخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hatch out: روی تخم خوابیدن و جوجه آوردن، از تخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drain away: خارج کردن یا تخلیه کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat one's dust: پشت اتومبیلی پر سرعت ماندن به عبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat someone's dust: خیلی از کسی یا رقیبی عقب ماندن. به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eat someone's dust: خیلی از کسی یا رقیبی عقب ماندن. به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go around with: با کسی دمخور شدن با کسی دوست شدن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get involved with: با کسی دمخور شدن با کسی دوست شدن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get involved with: با کسی دمخور شدن با کسی دوست شدن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become friendly with: با کسی دمخور شدن با کسی دوست شدن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kitchen paper: دستمال لوله ای آشپزخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kitchen towel: دستمال لوله ای آشپزخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kitchen roll: دستمال لوله ای آشپزخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kitchen matches: کبریت آشپزخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ladle out: حاتم بخشی کردن دادن پول اطلاعات یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a meal of: چیزی را بی دلیل بزرگ کردن بی جهت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
golden raisin: انگور بی دانه کشمش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dobber: خبر کش خبرچینی زیر آب کسی رو زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cobber dobber: کسی که خبرچینی و جاسوسی دوستش را می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dibber dobber: مخبر خبرکش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laze away: آسودن استراحت کردن کار نکردن وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off the top of one's head: با حضور ذهن از حفظ، سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak up the sunshine: آفتاب گرفتن حمام آفتاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soak up the sunshine: آفتاب گرفتن حمام آفتاب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
winding footpath: راه پیاده رو پرپیچ و خم مسیر مارپی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
winding footpath: راه پیاده رو پرپیچ و خم مسیر مارپی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bored out your mind: از بی حوصلگی دیوانه شدن از حوصله س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unable to stomach something: قادر به تحمل کردن چیزی نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
key grip: مسئول سر هم کردن وسایل صحنه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hidden extras: هزینه های اضافی که شرکت ها یا فروشن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hidden hand: یک نیرو یا تأثیر ناشناخته که گمان م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scare out of one's wits: زهره ترک کردن یکی را خیلی ترساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scare out of one's wits: زهره ترک کردن یکی را خیلی ترساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scare somebody out of their wits: زهره ترک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unstoned: سنگ زده نشده میوه که هسته آن خارج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tank up: نوشیدن مشروبات الکلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
preparty: مهمانی که قبل از شروع یک رویداد، مع ...
٢ سال پیش