نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded crow: کلاغ ابلق ( پرنده شناسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded: با مژه بلند ( چشم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
third base: رابطه جنسی داشتن مخصوصا با کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make modifications: تغییرات جزیی ایجاد کردن اصلاحاتی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash away: زدن، فرو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a wander: قدم زدن گشت زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a drive: با اتومبیل گشت زدن رانندگی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cock up: گندکاری خرابکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock sparrow: آدم خروس جنگی آدم پرخاشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock robin: سینه سرخ نر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cockatrice: موجودی افسانه ای با سر خروس و بدن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
getting third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crow on: قوقولی قوقو کردن ( صدای خروس ) خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooter: سوت کارخانه بوق ماشین بینی بزرگ سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hooter: سوت کارخانه بوق ماشین بینی بزرگ سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hungry as a wolf: شدیدا گرسنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cry one's heart out: از ته دل گریه کردن خون گریه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
splash onto: پاشیدن آب روی چیزی و خیس کردن ان مث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
register office: اداره ثبت احوال محضر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
howling in pain: فریاد زدن با درد زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
howled with laughing: خنده با صدا بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roared with laughing: خنده با صدای بلند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boast about: باغرورصحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boast about: باغرورصحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hoots: فریاد اعترا�ض و بی صبری هو!!!!!!!!! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoots of derision: با هو کردن و ایجاد غوغا به طور غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hoots of derision: با هو کردن و ایجاد غوغا به طور غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non coffee: usually without caffeine
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none coffee: usually without caffeine
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strain at: تردید کردن، گرایش نداشتن، ابا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hammering drywall: سکس کردن بدون هیچگونه پیش نوازشی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hammer up drywall: Drywall" یک اصطلاح آمریکایی برای تخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monke: an alternative spelling of monk
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a hasty exit: با عجله از جایی خارج شدن با عجله ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an outline: ئوس مطالب درست کردن طرح کلی درست ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an enquiry: تحقیق کردن بازرسی کردن بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an assumption: فرض کردن گمان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make an agreement: توافق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an attempt: تلاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make the best of: با شرایط سخت و ناخوشایند ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have known better days: ( چیزی قدیمی و ازکارافتاده ) عمر مف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a confession: اعتراف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make an ass of oneself: خود را احمق جلوه دادن احمقانه رفتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know ass from a hole in the ground: هِر را از بِر تشخیص ندادن کاملاً خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know one's ass from one's elbow: هِر را از بِر تشخیص ندادن کاملاً خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut ass: سریع رفتن باعجله حرکت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gaze at something: خیره شدن به چیزی به دلیل علاقه به آ ...
٢ سال پیش