نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goth bitches: دخترایی که مد و سبک لباس تیره و گاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw attention to the fact that: تاکید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
getting on: پیر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
false nine: شماره ۹ کاذب ( ) فوتبال اکثرا بارس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
false 9: شماره ۹ کاذب ( فوتبال )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bunch of: خیلی از ( چیزی ) گروه یا تعدادی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiddle with: تعمیر کردن بدون داشتن مهارت لازم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flirt with: لاس زدن سرسری به چیزی فکر کردن به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean towards: طرفدار ( چیزی یا کسی ) بودن ترجیح د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lean to: اتاقک متصل به یک ساختمان بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make generalizations: نتیجه گیری کلی کردن راجع به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make generalizations about: نتیجه گیری کلی کردن راجع به تعمیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make generalizations about: نتیجه گیری کلی کردن راجع به تعمیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observant of: رعایت کننده پیروی کننده از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put in an appearance: درملا عام ظاهر شدن در میان جمع آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sinking feeling: �دلهره و دلشوره �حس بد نا امیدی اض ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the gift of the gab: استعداد و توانایی در صحبت کردن به ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the gift of the gab: استعداد و توانایی در صحبت کردن به ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alternate between a and b: a را انجام بده سپس b را انجام بده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alternate between a and b: a را انجام بده سپس b را انجام بده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alternate between: نوبتی انجام دادن بین دویا چند چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alternate between: نوبتی انجام دادن بین دویا چند چیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chase off: راندن واخراج کردن کنار زدن دور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase off: راندن واخراج کردن کنار زدن دور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dash someone's hopes: کسی را مایوس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash someones hope: کسی را مایوس کردن کسی را ناامید کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a shite: اهمیت دادن به چیزی نگران بودن دربار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ass off: به شدت سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass over tit: برعکس واژگون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
text back: جواب پیام کسی را دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
otherwise engaged: داشتن برنامه ریزی قبلی اما نامشخص ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is safety in numbers: خطر کمتر داشتن برای کسی برای انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety in numbers: خطر کمتر داشتن برای کسی برای انجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squeeze in: به زور جا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot minutes: این عبارت دوتا معنی داره که برخلاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot second: ان عبارت مانند hot minutes دو معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot milk hour: زمانی بعد از ساعت 12 شب که دوستانتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot hour: یک ساعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rattle off: به سرعت بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rustle: از مزرعه حیوان دزدیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rustle up: به سرعت آماده کردن به سرعت درست کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bark is worse than bite: هارت و پورت داره ولی اهل عمل نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slam against: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slam into: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slam into: محکم به چیزی کوبیدن محکم با چیزی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on seen: وقتی به کسی پیام میدی و طرف میبینه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alleviate the symptoms: علایم بیماری را کاهش دادن نشانه ها ...
٢ سال پیش