نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hose down: با شلنگ آب پاشیدن جهت خاموش کردن آت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
panic stations: یک احساس مشترک از استرس شدید اضطراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
panic stations: یک احساس مشترک از استرس شدید اضطراب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your beam ends: پول خیلی کم داشتن و در شرایط بحرانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speake too soon: گفتن چیزی قبل از اطلمینان از درست ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge down: باتری تموم کردن به علت تمام کردن ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ride away: رفتن دور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sales figures: آمار پ ارقام که نشان می دهد چه مقدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales number: آمار پ ارقام که نشان می دهد چه مقدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fag it: خودارضایی کردن ( فقط در مورد جنس مذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ball off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jag off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jag off: خودارضایی کردن هدر دادن یا گذراند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pasture new: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh fields and pastures new: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
change of scene: شغل یا مکان جدیدی برای زندگی که تجر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from cradle to the grave: تمام طول زندگی از تولد تا مرگ کل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the cutting edge: در خط مقدم تحولات یا پیشرفت های فنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thin on the ground: نادر کمیاب تک و توک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without more ado: بدون فوت وقت �بدون هیچ توضیح اضاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
token of our appreciation: دادن کادو به کسی جهت قدردانی از زحم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sub off: تعویض کردن جایگزین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ballet dancer: بالرین رقاص باله
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pile up: روی هم انبار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pile up: روی هم انبار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
misfire: اشتباه از آب در آمدن درست کار نکر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneaky link: کسی که به صورت مخفیانه باهاش سکس دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sneaky link: کسی که به صورت مخفیانه باهاش سکس دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exact from: به زور گرفتن، تحمیل کردن، ایجاب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exact of: به زور گرفتن، تحمیل کردن، ایجاب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: وعده سر خرمن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something your earnest consideration: چیزی را جدی گرفتن سعی در آرام کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the beginning of an era: آغاز یک دوره جدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the end of an era: پایان یک دوره پابان یک عصر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cattitude: بر گرفته از واژه attitude Cat اولش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cattitude: بر گرفته از واژه attitude Cat اولش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in two minds about: نداشتن توانایی در تصمیم که چه کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the last thing on somebody's mind: اصلا به چیزی فکر نکردن چیزی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the last thing on somebody's mind: اصلا به چیزی فکر نکردن چیزی را در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come with: با کسی یا چیزی آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get somebody to do something: باعث شدن یا ترغیب کردن یا وادار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get to do sth: باعث شدن یا ترغیب کردن یا وادار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep going: ادامه دادن به عملی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave something with somebody: چیزی را به کسی سپردن چیزی را بر عه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave something with somebody: چیزی را به کسی سپردن چیزی را بر عه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave somebody to something: کسی را به حال خود گذاشتن کسی را تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make that: تخمین زدن برآورد کردن
٢ سال پیش