نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
watch over: از کسی مراقبت کردن مراقب کسی بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
archie: آرچی به معنای "اصیل" ، "پررنگ" یا " ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
archie: آرچی به معنای "اصیل" ، "پررنگ" یا " ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
onto: به روی بر روی به روی به طرف به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put together: آماده کردن فراهم کردن جور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
situate: ساختن در مکان خاصی ساختن قرار داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
look at: به فکر چیزی بودن درنظر گرفتن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
birthday treat: چیز خاصی که تو میخری یا انجام میدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birthday treat: چیز خاصی که تو میخری یا انجام میدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pull out: توقف کردن متوقف شدن اسلحه کشیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
explore: Explore وdirectory دو کلمه هستند که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discover: Explore وdirectory دو کلمه هستند که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow a chance: خراب کردن تباه کردن فنا کردن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow a chance: خراب کردن تباه کردن فنا کردن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow a lead: شکستن نوک مداد هنگام نوشتن از دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow a lead: شکستن نوک مداد هنگام نوشتن از دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
maintain: \"Preserve\" به معنای جلوگیری از آس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
preserve: \"Preserve\" به معنای جلوگیری از آس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
OF: با ( ویژگی به خصوص ) a man/woman/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let the cat out of the bag: پته کسی را روی آب انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up with: پول چیزی رو جور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
walk through: راهنمای گام به گام ( بازی ویدیویی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certain: برخی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay a fortune for: هزینه کردن پول زیاد برای ( چیزی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pay a fortune for: هزینه کردن پول زیاد برای ( چیزی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disadvantage: وضعیتی که احتمال باختن زیاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roll down: غلت دادن به پایین غلتاندن به سمت پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be with: همراه اش باشی با او باشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to be with: همراه اش باشی با او باشی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leisure trips: سفرهای تفریحی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leisure trips: سفرهای تفریحی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rollaway: دور شدن از کسی یا چیزی با حالت غلت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
close in: کوتاه شدن روزها در زمستان بد شدن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get annoyed: دلخور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey like: از نظر ظاهری یا رفتاری شبیه میمون ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monkey like: از نظر ظاهری یا رفتاری شبیه میمون ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
basis: به صورت به صورت منظم/دائمی/پاره وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in: رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
charge: چیزی را با کارت اعتباری ( credit c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
custom: مخصوص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unclear: نامطمئن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little understood: کمتر شناخته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
little understood: کمتر شناخته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
battery operated: وسیله باتری خور به وسیله باتری کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give a treat: ( عامیانه ) یه حال اساسی دادن کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deal of land: مقدار زیادی از زمین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deal of land: مقدار زیادی از زمین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swelling towns: شهرهای بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swelling towns: شهرهای بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swelling: بزرگ زیاد
٢ سال پیش