نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
white as a sheet: بسیار رنگ پریده ( در اثر ترس یا بیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work like a dream: خیلی خوب کار کردن عالی پیش رفتن خی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work like a dream: خیلی خوب کار کردن عالی پیش رفتن خی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be reconciled with: آشتی کردن با کسی که باهاش بحث و جدل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be reconciled with: آشتی کردن با کسی که باهاش بحث و جدل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do away with: از دست چیزی راحت شدن چیزی را دور ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drag out: کش دادن ( کاری )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go down with something: مبتلا شدن گرفتن ( بیماری )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go on at: ایراد گرفتن ( از کسی ) انتقاد کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit back: متقابلاً جواب دادن در ورزش پاسخ داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit back: متقابلاً جواب دادن در ورزش پاسخ داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit back at: واکنش منفی، اجباری یا خشونت آمیز نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit back at: واکنش منفی، اجباری یا خشونت آمیز نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make it up with: آشتی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it up with: آشتی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shake off: تکاندن ( گردوخاک )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sink in: کاملاً درک شدن به تدریج پی بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take in: جذب کردن ( از طریق تنفس و. . . ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take to pieces: از هم باز کردن تجزیه کردن جدا کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take to pieces: از هم باز کردن تجزیه کردن جدا کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take apart: زدن یا کوبیدن کسی به صورت کامل و شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as i was saying: داشتم می گفتم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
as i was saying: داشتم می گفتم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
its true: موافقم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
its true: موافقم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to tell you the truth: اگه بخوام صادق باشم رک بگم راستشو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gorgeous: بسیار زیبا بسیار لذت بخش ، دلپذیر ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bags of: یک عالمه خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bags of: یک عالمه خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the region of: حدودا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
or so: تقریبا حدودا خرده ای کم و بیش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
or something on those lines: یا همچین چیزی یا یه چیزی تو این ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
or something on those lines: یا همچین چیزی یا یه چیزی تو این ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
or something along those lines: یا همچین چیزی یا یه چیزی تو این ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
or something along those lines: یا همچین چیزی یا یه چیزی تو این ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
or thereabouts: کم وبیش حدودا تقریبا معمولا بهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
or thereabouts: کم وبیش حدودا تقریبا معمولا بهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
round about: حول و حوش در نواحی تقریبا حدودا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
somehow or other: هر طور شده به هر نحوی به هر طریقی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
somehow or other: هر طور شده به هر نحوی به هر طریقی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
somewhere in the region of: حول و حوش اطراف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stacks of: یک عالمه خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tons of: یک عالمه خیلی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
an eye for an eye: اشاره به برابری مجازات با یک جرم یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an eye for an eye and a tooth for a tooth: از عبارت an eye for an eye and a to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an eye for an eye and a tooth for a tooth: از عبارت an eye for an eye and a to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a small world: دیدن افراد یا اشیا در جایی که اصلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a small world: دیدن افراد یا اشیا در جایی که اصلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
first come first served: خروج به ترتیب ورود آسیاب به نوبت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
two wrongs dont make a right: بدی را با بدی جواب نباید داد
٢ سال پیش