نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get on: To delegate a particular task or re ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doctors surgery: مطب دکتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lock in: زندانی کردن ( از طریق قفل کردن درب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doctors surgery: مطب دکتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by the end of the day: قبل از اینکه روز به پایان برسد ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wonder: از خود سوال پرسیدن درمورد چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
by the end of the week: قبل از اینکه این هفته به پایان رسد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trial: بررسی. رسیدگی. بازرسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scene: بخشی از یک کتاب یا فیلم سکانس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recruitment: the business of finding people for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
feed: برنامه های ارسالی از ایستگاه مرکزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retail: selling goods to people directly in ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not have a clue: ندانستن از چیزی آگاهی نداشتن ایده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in two minds about something: be unable to decide what to do abou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pound: به شدت تپیدن به شدت ضربان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in two minds about something: be unable to decide what to do abou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
investigator: کاوشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
do for: be enough or be acceptable in a par ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
continuously: دایما دائم مدام یک ریز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do for: be enough or be acceptable in a par ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live within a budget: پول خرج کردن به اندازه کمتر یا براب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch fire: گر گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bother: to make the effort to do something ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light a fire: روشن کردن اتش برای یک هدفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get into: قبول شدن انتخاب شدن وارد حرفه ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the key to something: the secret of sth چیزی که باعث توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take along: در نظر گرفته شده یا مناسب برای همرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear something in mind: remember to consider something به ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
turn away: اجازه ورود ندادن برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear something in mind: remember to consider something به ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
never have i ever: هیچ وقت نشده که من . . . . . . یه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite your fingernails: خوردن ناخن هنگامی که استرس داریم یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
walk into: درگیر ( چیزی ) شدن ( به دلیل ناآگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bite your fingernails: خوردن ناخن هنگامی که استرس داریم یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go through: جستجو کردن متحمل شدن، دچار شدن گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
buzz about: moving around continuously from pla ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
later: فعلا ( به نشانه خداحافظی ) خداحاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
echo chamber: محیطی که در آن فرد فقط با عقاید یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
around: فعال ( بودن ) روی کار، در عرصه ( چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a glimpse off: به طور کوتاه دیدن نه به صورت واضح ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
greet: استقبال کردن به پیشواز کسی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get up somebody's nose: کسی را خیلی اذیت کردن، کسی را خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dice: مربع مربع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get up somebody's nose: کسی را خیلی اذیت کردن، کسی را خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
watch over: از کسی مراقبت کردن مراقب کسی بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sth a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put together: آماده کردن فراهم کردن جور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give sth a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
situate: ساختن در مکان خاصی ساختن قرار داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش