نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to get a word on edgeways: مجال گفتن پیدا نکردن مجال قحبت پید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reason out: پیدا کردن راه حل برای مشکل یا مسئله ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a quickie: سکس سریع داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wink back: با چشم به هم زدن زدودن یا کنار زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adult shop: مغازه ای که محصولات مرتبط با رابطه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sex shop: مغازه ای که محصولات مرتبط با رابطه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have control over: قدرت هدایت یا مدیریت شخصی یا چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resigned to: به خود قبولاندن رضایت دادن به چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
authorized personnel only: ورود افراد متفرقه ممنوع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take a pinch of snuff: تصاحب کردن یا سرقت کردن برای گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a pinch of snuff: تصاحب کردن یا سرقت کردن برای گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a word in one's ear: حرف محرمانه و خصوصی در گوش کسی گفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bury ones head in the sand: مثل کبک سر در برف فرو بردن نادیده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond one's shelf life: دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to ghost of a chance: �شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zante currant: مویز انگور یا کشمش بی دانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast light on: دلیل آوردن �توضیح دادن آشکار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let the matter rest: بحث کردن و رسیدگی کردن به موضوعی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hottie mcbody: آدم بسیار جذاب ( به ویژه زن جوان )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ridiculously: به طور باورنکردنی به طور غیر قابل ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ridiculously: به طور باورنکردنی به طور غیر قابل ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pon my word: بشرافت ام سوگند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the shelf: چیزی را به تأخیر انداختن یا در انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something on the shelf: چیزی را به تأخیر انداختن یا در انجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depose: معنی که آقای پدرام نوشته درسته یکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop a chub: نعوظ داشتن سیخ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub nub: مالیدن کلیتوریس خانم ها جهت رسیدن ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cutesy: ( عامیانه - آن که سعی می کند زیبا ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nous verrons: خواهیم دید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn one's hand to: انجام دادن کاری به خوبی علی رغم ندا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take to the bush: یه اصطلاح استرالیاییه فرار کردن زن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onsen: چشمه آبگرم ژاپنی مثل چشمه آب گرم خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
onsen: چشمه آبگرم ژاپنی مثل چشمه آب گرم خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see ya later alligator: به زودی می بینمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big o: به اورگاسم رسیدن به اوج لذت جنسی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gas stands: جایگاه سوخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get ass: رابطه جنسی داشتن با عجله به جایی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
directed: خطاب به کسی چیزی گفته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time out of joint: وضعیت آشفته همه چیز به هم ریخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hen do: جشنی که برای زنی که در شرف ازدواج ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
laff off: laugh off
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
front steps: پله جلو خانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watertransparent: وسایلی شفاف مانند شیشه پلاستیک و . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
removal van: کامیون حمل اثاثیه ون باربری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
security gate: حفاظ در ورودی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry mop: تی گردگیری تی خشک کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a tool: عجب احمقی عجب بی شعوری عجب خریه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a tool: عجب احمقی عجب بی شعوری عجب خریه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roach killer: سوسک کش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bug spray: اسپری حشره کش
٢ سال پیش