نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back in the late: برمیگردد به اواخر . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self conduct: مواظب رفتار خود بودن خوب رفتار کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intrude upon: زور دادن، پیش راندن، داخل کردن، وار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intrude in: زور دادن، پیش راندن، داخل کردن، وار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who shall remain nameless: برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone who shall remain nameless: برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone who must remain nameless: برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who must remain nameless: برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't look at me: رو من حساب نکن تمایلی برای انجام ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wee small hours: همان ساعات اولیه بعد از نیمه شب. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
witching hour: نیمه شب Midnight
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the witching hour: نیمه شب Midnight
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a reality check: واقع بین بودن واقعیت چیزی را درک کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bee in one's bonnet: وسواس فکری، درگیری یا مشغولیت ذهنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cocaine fuelled: مصرف کندده کوکائین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the land of nod: خوابیده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ungodly hour: زمان نامناسب ( خیلی زود یا خیلی دیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ungodly hour: زمان نامناسب ( خیلی زود یا خیلی دیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at some ungodly hour: زمان نامناسب ( خیلی زود یا خیلی دیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at an ungodly hour: زمان نامناسب ( خیلی زود یا خیلی دیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the heats: در دوره مقدماتی مسابقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull the strings: اعمال نفوذ کردن پارتی بازی کردن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tuberculoma: توده غیر نئوپلاستیک، معمولا در ریه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go smash: ویران کردن به قطعات ریز تبدیل کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay scratch: تیکاف کشیدن ( اتومبیل ) سریع گاز د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask me another: من نمیدونم زمانی که فرد پاسخ سوال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push your luck: کاری خطرناک انجام دادن که می تواند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push your luck: کاری خطرناک انجام دادن که می تواند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rumors are rife: شایعات بسیار زیاد است شایعات زیادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ever worsening: روز به روز بدتر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toll charging: هزینه عوارض برای عوارض هزینه درخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark the end of something: باعث پایان یافتن چیزی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark the beginning of something: باعث شروع چیزی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't please all of the people all of the time: شما نمی توانید همه مردم را راضی نگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
throw a spanner into the plans: چوب در چرخ کسی گذاشتن. ایجاد مشکل ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay lip service in something: حرف مفت بدون عمل موافقت با چیزی بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at for the number on: به فکر خود بودن اول خود را در نظر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well remember: به یادماندنی خوش خاطره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wedlock suits you: ازدواج بهت ساخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
internet minister: کشیش اینترنتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wander about: سرگردان بودن سردرگم بودن پرسه زدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
medallion number: شماره شناسایی صادر شده توسط کمیسیون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taxi medallion: شماره مجوز تاکسی که از طرف تاکسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bonus: مزیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perk up one's ear: توجه کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to an extent: به اندازه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to an extent: به اندازه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
undermine someone's belief: عقیده کسی را سست کردن �باور کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weaken someone's belief: عقیده کسی را سست کردن �باور کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's own boss: برای خود کار کردن �آقای خود بودن
٢ سال پیش