نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
curriculum reform: اصلاح برنامه درسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
logistical: راهبردی لجستیک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tearing at the seams: تکه تکه کردن خرد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
past paper: نمونه سوالات امتحانی ادوار گذشته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keep going: ادامه دادن به عملی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
withdrawal slip: فیش برداشت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a point of doing: زحمت چیزی را به جان خریدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
magnetic wave: موج مغناطیسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
valid point: نکته ای یا مطلبی که اکثر مردم آن را ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rotavirus: روتاویروس یک ویروس بسیار مسری است ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draw the short straw: بدبیاری آوردن�بدشانسی آوردن، بدشانس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shit all over: به شدت انتقاد کردن �به هیکل ( کسی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hands down: به اتفاق آرا بدون شک�بدون استثنا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hoots of derision: با هو کردن و ایجاد غوغا به طور غیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buzz about: moving around continuously from pla ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honk: یه معنیش هم میشه فشردن در دست فشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
look at the big picture: در نظر گرفتن شرایط کلی یک موقیعت یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swamped: غرق در ذله گرفتار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a ball: اوقات خوشی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring into force: become law
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a go at: ( کسی را ) دعوا کردن کسی را به باد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bored stiff: از بی حوصلگی دیوانه شدن از حوصله س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk at cross purposes: در بحثی چیزی که دونفر هرکدوم دارن ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it in a nutshell: به طور خلاصه به طور خلاصه بیان کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shot past: با سرعت حرکت کردن رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make an attempt: تلاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hayseed: آدم دهاتی آدم روستایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting at something: منظور داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
little understood: کمتر شناخته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bring in: بازداشت کردن ( برای بازجویی ) به اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cover up: در مورد لباس : روپوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clippers: قیچی چپر قیچی باغبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make an honest woman of: ازدواج کردن مرد با دوست دخترتش که ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resource center: مرکز کاریابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get pissed: عصبانی شدن آزرده شدن دلخور شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thrash: شکست سنگین و تحقیر آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assemblyperson: نماینده مجلس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slimming slip: گن لاغری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
t string: شرت لامبادار نوعی شورت سکسی زنانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pour into: اختصاص دادن ( مبلغ زیادی پول ) به چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spread like wildfire: به سرعت پخش شدن یا انتشار یافتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
under investigation: تحت بازرسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall guy: بلا کش گوشت قربانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
seat filler: پر فروش پر طرفدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
payday: روز دریافت حقوق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bumpy ride: یک شرایط یا وضعیت با مشکلات فراوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull a fast one: کسی را گول زدن کسی را فریب دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raft: یه سری یا یه مجموعه ای بزرگ از طرح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
job safety: امنیت شغلی ایمنی کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far ahead: بسیار جلو تر بسیار دور تر
٢ سال پیش