نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dobber: خبر کش خبرچینی زیر آب کسی رو زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cobber dobber: کسی که خبرچینی و جاسوسی دوستش را می ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dibber dobber: مخبر خبرکش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's shoulders: روی دوش کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crush to: فشردن، چپاندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head up fade: دعوا کردن با کسی به صورت تک به تک ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good value for money: به پولش می ارزد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wee wee: جیش ادرار جیش کردن ادرار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fan the fire: آتیش بیار معرکه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's head around: موفق به درک کردن چیزی مخصوصا چیزی س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
7 seats: شاسی بلند تمام ظرفیت مینی ون هر م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seven seats: شاسی بلند تمام ظرفیت مینی ون هر م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fuck it up: چیزی را خراب کردن یا آسیب بهش زدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fucking it up: ( معنای مثبت ) عمل انجام دادن کاری ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fucking shit up: خرابکاری کردن و گند زدن به چیزی مو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cancelling: لغو فسخ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cash on the barrel head: پول نقد در گذشته در بارها و میخانه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upon one's head: تقصیر خود بودن بر سر کسی خالی شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's last legs: نفس های آخر را کشیدن به روغن سوزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on one's high horse: از خود راضی متظاهر، متکبر، پرمدعا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do one's head in: کسی را آزردن کسی را سردرگم کردن، کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do one’s part: وظیفه خود را انجام دادن نقش خود را ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a mess up: خرابکاری کردن گند بالا آوردن، همه ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how's that for you: نظرت چیه؟؟؟ تو چی فکر میکنی ؟؟؟
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for corn sake: ای وای من!�ای وای!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
redneckenness: جهالت و حماقت و کوته فکری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
state capital: پایتخت ایالت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assemblyperson: نماینده مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resource center: مرکز کاریابی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toggle bolt: پیچ و بست ضامن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gosh darn: لعنتی به طرز فوق العاده ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in vino veritas: "شجاعت و جرات ناشی از مستی"
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good head for figures: be good at maths
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub nose in it: گفتن یا انجام کارهایی که باعث می شو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t put all your eggs in one basket: Don’t invest all your efforts or at ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
range hood: هود آشپزخانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shot past: با سرعت حرکت کردن رد شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk at cross purposes: در بحثی چیزی که دونفر هرکدوم دارن ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put it in a nutshell: به طور خلاصه به طور خلاصه بیان کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring into force: become law
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just a skosh: کمی مقدار کمی اندک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wants to have her cake and eat it: همه چیز را بدون هیچ مشارکتی از جانب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
looked down in the dumps: looked depressed/sad
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make swell with pride: feel proud / very pleased because o ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wants to have ones cake and eat it: همه چیز را بدون هیچ مشارکتی از جانب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear aligner: ردیفگر دندان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of network doctor: دکترهایی که تحت قرارداد ( در پوشش ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eob: Explanation of benefits
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brainstorm answers: جواب ها را رأی گیری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
schtick: ترفند حقه نوعی از اجرا
١ سال پیش