نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of the picture: wanting someone out of the picture ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a taste of your own medicine: هر بلایی سر کسی آوردن بر سر خود آمد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
third degree: بازجویی کردن از کسی پرسیدن سوال ها ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
call it even: ( بین دو چیز ) این به اون در
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
goof around: وقت تلف کردن/ ول چرخیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of pity: از سر دلسوزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of pity: از سر دلسوزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pick on: کسی را دست انداختن/ سر به سر کسی گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
catch on: معروف شدن/ بر سر زبان ها افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the line: از حد گذشتن/ از خط گذشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the line: از حد گذشتن/ از خط گذشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a scene: Don't make a scene شلوغش نکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fill someone's shoes: جا پای جای کسی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fill someone's shoes: جا پای جای کسی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
you wish: خوابشو ببینی! به همین خیال باش!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
third degree: بازجویی کردن از کسی پرسیدن سوال ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
third degree: بازجویی کردن از کسی پرسیدن سوال ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bums me out: حالمو گرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bums me out: حالمو گرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chicken out: کاری را به خاطر ترسیدن انجام ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone's mind off of something: ذهن کسی را از چیزی منحرف کردن/ دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of the picture: wanting someone out of the picture ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone away: برملا شدن/کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone away: برملا شدن/کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
apple of one's eye: Apple of my eye نور چشمم سوگلی من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
apple of one's eye: Apple of my eye نور چشمم سوگلی من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win someone over: اعتماد و علاقه کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win someone over: اعتماد و علاقه کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
neck and neck: ( معمولا در مسابقه یا رقابت ) شانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
neck and neck: ( معمولا در مسابقه یا رقابت ) شانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chock up: بغض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get back at someone: تلافی کردن/ حال کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get back at someone: تلافی کردن/ حال کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call it even: ( بین دو چیز ) این به اون در
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
call it even: ( بین دو چیز ) این به اون در
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get hopes up: مشتاق چیزی یا اتفاقی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down to someone: به تصمیم یا مسئولیت کسی بودن It's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be down to someone: به تصمیم یا مسئولیت کسی بودن It's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a taste of your own medicine: هر بلایی سر کسی آوردن بر سر خود آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a taste of your own medicine: هر بلایی سر کسی آوردن بر سر خود آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
water under the bridge: گذشته ها گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
water under the bridge: گذشته ها گذشته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow your chance: شانس خود را از دست دادن شانس خود را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot down: مصر بودن در انجام کاری یا جلوگیری ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's foot down: مصر بودن در انجام کاری یا جلوگیری ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw something in someone's face: چیزی را به روی کسی آوردن/اتفاقی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throw something in someone's face: چیزی را به روی کسی آوردن/اتفاقی را ...
٢ سال پیش
١