Vida foruzan

Vida foruzan

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



push someone over the edge١٤:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨کسی کنترل و اختیارش را از دست بدهدگزارش
7 | 0
off the table١٤:٢٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨خارج از دسترس بودنگزارش
2 | 1
get something out of your system١٤:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨از شر حسی خلاص شدن/ خود را خالی کردنگزارش
5 | 0
lose your touch١٣:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨به خوبی سابق نبودن/ پسرفت کردن/ از دست دادن یک قابلیت یا استعدادگزارش
25 | 1
lose one's touch١٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨به خوبی سابق نبودن/ پسرفت کردن/ از دست دادن یک قابلیت یا استعدادگزارش
14 | 0
butter someone up١٢:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨کسی را نرم کردن برای پذیرفتن چیزی ( با مهربان بودن یا هدیه دادن چیزی که دوست دارد به او )گزارش
14 | 0
draw straws١١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٨یک بازی کوچک برای انتخاب کردن شخصی به صورت رندوم. بدین صورت که یک نفر چند تا نی با طول های مختلف را در مشتش میگیرد و بقیه افراد هر کدام یک نی را انت ... گزارش
5 | 0
out cold١٨:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢١بیهوش بودن/ در خواب عمیق بودنگزارش
14 | 0
make one's day١٧:٤١ - ١٣٩٨/٠٦/٢١روز کسی را ساختن/ باعث خوشحالی کسی شدنگزارش
5 | 0
on someone's watch١٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢١وقتی کسی مسئولیت یا وظیفه ای داردگزارش
2 | 0
keep something under one's hat١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/١٦رازی را نگه داشتن/ موضوعی را مخفی نگه داشتنگزارش
5 | 0
be short with someone١٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٦با کلمات کوتاه و گستاخ با کسی حرف زدنگزارش
7 | 0
off the top of my head١٠:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥اولین چیزی که به ذهنم رسید این است که. .گزارش
25 | 1
come at a price١٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥گران تمام شدنگزارش
28 | 1
rip١٦:٢٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤Rest In Peace خدا رحتمش کندگزارش
60 | 1
pull over١٨:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٧ماشین را کنار زدن یا پارک کردنگزارش
41 | 1
pull something off١٨:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٧کاری را با موفقیت انجام دادن/ چیزی به کسی آمدن ( مثلا لباس )گزارش
14 | 0
have a bone to pick with someone١٨:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٧از کسی گله یا شکایت کردنگزارش
25 | 0
throw something in someone's face١٩:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/١٠چیزی را به روی کسی آوردن/اتفاقی را به یاد کسی آوردنگزارش
12 | 0
put one's foot down١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٠مصر بودن در انجام کاری یا جلوگیری از انجام آنگزارش
18 | 1
blow your chance١٨:٢٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩شانس خود را از دست دادن شانس خود را خراب کردن گزارش
5 | 0
water under the bridge١١:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠گذشته ها گذشتهگزارش
55 | 1
a taste of your own medicine١١:٣٤ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠هر بلایی سر کسی آوردن بر سر خود آمدنگزارش
14 | 1
be down to someone١١:١١ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠به تصمیم یا مسئولیت کسی بودن It's down to me to take care of my little sister مسئولیت من است که از خواهر کوچکترم مراقبت کنم.گزارش
14 | 0
get hopes up١١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠مشتاق چیزی یا اتفاقی بودنگزارش
7 | 0
call it even١١:٠٠ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠( بین دو چیز ) این به اون درگزارش
69 | 1
frowned upon١٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠مخالفت بودن با چیزیگزارش
12 | 1
get back at someone١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣تلافی کردن/ حال کسی را گرفتنگزارش
25 | 0
chock up١٦:٢٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣بغض کردنگزارش
12 | 0
neck and neck١٥:٣٥ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣( معمولا در مسابقه یا رقابت ) شانه به شانه بودن رقبا/ رقابت تنگاتنگگزارش
28 | 0
win someone over١٥:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣اعتماد و علاقه کسی را جلب کردنگزارش
9 | 0
apple of one's eye١٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٦Apple of my eye نور چشمم سوگلی منگزارش
23 | 1
give someone away١٥:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/١٦برملا شدن/کردن گزارش
7 | 0
out of the picture١٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦wanting someone out of the picture خواستار حذف شدن کسی از صحنه روزگارگزارش
12 | 1
keep someone's mind off of something١٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦ذهن کسی را از چیزی منحرف کردن/ دور نگه داشتنگزارش
2 | 0
chicken out١١:٤٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦کاری را به خاطر ترسیدن انجام ندادن گزارش
48 | 0
bums me out١٤:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٢حالمو گرفتگزارش
12 | 0
third degree١٤:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٢بازجویی کردن از کسی پرسیدن سوال های جدی و حرف کشیدن از کسیگزارش
12 | 0
you wish١٤:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٢خوابشو ببینی! به همین خیال باش!گزارش
71 | 0
fill someone's shoes١٨:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢١جا پای جای کسی گذاشتنگزارش
18 | 0
make a scene١٨:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢١Don't make a scene شلوغش نکنگزارش
39 | 1
over the line١٤:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٥از حد گذشتن/ از خط گذشتن گزارش
21 | 0
catch on١٦:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦معروف شدن/ بر سر زبان ها افتادنگزارش
94 | 1
pick on١٥:٥٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦کسی را دست انداختن/ سر به سر کسی گذاشتنگزارش
71 | 1
out of pity١٥:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦از سر دلسوزیگزارش
16 | 0
goof around٢٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٢٨وقت تلف کردن/ ول چرخیدنگزارش
48 | 0