پیشنهاد‌های یوسف شیخ عبداله زاده ممقانی (١١١)

بازدید
٥١٥
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بتجا /بدجا /بودجا :نام مزرعه ای از مزارع ممقان آذربایجان شرقی که در ازمنه های قدیم روستایی با همین دایر بوده است که روستا متروکه شده ولی مزرعه وقنات ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلینه/kelineh : نام روستای متروکه وخالی از سکنه ای است در بخش ممقان آذربایجان شرقی واقع شده است. که ساکنان منسوب به روستای کلینه را به جای "کلینه ای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تورامین یا تیرامین روستای باستانی متروکه وخالی از سکنه ای است که غار وگورستان باستانی ومسجد تخریب شده ی آن گویای قدمت آن است که اکثر ساکنان آن به ممق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوی ایل واژه ی ترکی است ازدو بخش "قوی " ( به معنی گوسفند ) و "ایل " ( به معنی سال ) ترکیب یافته است به معنای سال گوسفند ازدوازده سال تقویم ترکی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

قوچی به ضم ق وازه ی ترکی است تغییر یافته قویچی است که از دوبخش "قوی " به معنی گوسفند و پسوند "چی" به معنی دارنده ونگهدارنده کهبه معنی شبان وچوپان است ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

داوار یا دووار یا تافار یا توفار ، طووار، واژه ی ترکی است است به معنای گوسفند وبز است .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستایی دربخش حومه آذرشهر آذربایجان شرقی است . قاضی جهان بفارسی دگرگون شده "قت چخان" است از دو بخش قت وچخان تشکیل یافته است . قت :به معنای علفی شبیه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دهخوارقان فارسی شده ی "دووارقان "که در خود محل ومنطقه بصورت "داوارقان ، دووایقان ، طووارقان، دیوارقان، توفایقان ، توفارقان، تافایقان وتافارقان"کاربرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مامقان" یک واژه ی ترکی است که اصل آن" ماموغان "است دراثر فرسایش واژه گانی به مامغان ، ماماغان ، مامقان ونهایتا به ممقان دگرگون شده است که در خود منطق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممقان یا مامقان یا ماما قان نام شهری است در آذربایجان شرقی که بصورت "ماماغان"کاربرد دارد واژه ی دگرگون شده ترکی است که از واژه های "ماموغ" ، "ان " تر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قویچی یا قوچی ، به ضم ق واژه ی ترکی است قویچی از دوبخش "قوی" و"چی" ترکیب یافته است قوی به معنی گوسفند وچی پسوند دارندگی ، صاحب است قوچی مخفف آن است ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

قوی به فتح ق واژه ی فارسی است به معنای، نیرومند پرزور، توانا . قوی ( goi ) یا ق، به ضم ق ، واژه ی ترکی است به معنی گوسفند است . که واژه ی قوی در ترکی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزن نام کوی وقناتی است درمحله ی آشاخا ( سفلی ) ی شهر ممقان آدزبایجان شرقی .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قره قویونلو واژه ی فارسی شده ی " قارا قویونلار" ترکی است که از سه بخش" قارا" بمعنی رنگ سیاه، "قویون" به معنی جامه، پوشش وپوشنده، قراردهنده ، گذارنده، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق قویونلو واژه ی فارسی شده ی " آغ قویونلار " ترکی است که از سه بخش" آغ " بمعنی رنگ سفید، "قویون" به معنی گذارنده، قراردهنده ، پوشنده، پوشش ، جامه، " ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیانا نام قناتی است در شهر ممقان آذربایجانشرقی جاری به مزارع باهمین نام دیانا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرینجی و اژه ی ترکی است که از دو بخش " ایری " به معنی بزرگ ، پخته ، رسیده ، بالغ و کامل، " اینجی" پسوند صفت شمارشی است که این پسوند صفت شمارشی ویژه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوین یا قوی به ضم ق ، واژه ی ترکی است به معنی گوسفند است .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرینجی و اژه ی ترکی است که از دو بخش " ایری " به معنی بزرگ ، پخته ، رسیده ، بالغ و کامل، " اینجی" پسوند صفت شمارشی است که این پسوند صفت شمارشی ویژه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

اٍی ری ( Eri ) به کسر " ی"واژه ی ترکی است به معنی بزرگ ، رسیده، کامل وپخته است . اَی ری به فتح " ی" به معنی کج ، خم . آی ری به معنی جدا ، دیگری.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آق قویونلو واژه ی فارسی شده ی " آغ قویونلار " ترکی است که از سه بخش" آغ " بمعنی رنگ سفید، "قویون" به معنی جامه، ، پوشش، پوشنده ، قراردهنده ، گذارنده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قره قویونلو واژه ی فارسی شده ی " قارا قویونلار" ترکی است که از سه بخش" قارا" بمعنی رنگ سیاه، "قویون" به معنی جامه، پوشش ، ، پوشنده ، ، قراردهنده ، گذ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قًویون به ضم ق واژه ی ترکی است به معنی بگذارید، پشم گوسفند ، آستین ، دامنه ، جیبهای جامه : جیبهای جلو وعقب وبغل شلوار ، جیبهای زیر بغل، پهلو وسینه ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قت واژه ی عربی است به معنای علفی شبیه به یونجه است و دانه ی آن مانند گاودانه است وگیاهی خودرو است که در قحط سالی آنرا آرد میکردند ومی پختند ومی خوردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طمی به فتح ط، سکون م واژه ی عربی است به معنی بسیار شدن آب ، فزودن آب ، پر شدن دریا، برآمدن آب . با پسوند "لی " ترکی به واژه ی ترکی "طمی لی "دگرگون یا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

طمی به فتح ط، سکون م واژه ی عربی است به معنی بسیار شدن آب ، فزودن آب ، پر شدن دریا، برآمدن آب . با پسوند "لی " ترکی به واژه ی ترکی "طمی لی "دگرگون یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

چلقه ای نا م محلی ( میدان محل تجمع ) است درمحله مزیدلوی شهرممقان آذربایجان شرقی است که مراسمات مذهبی محرم برای عزاداری تجمع میکنند . کلمه چلقه ای کلم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چلقه ای به فتح چ و ل، واژه ی ترکی است به معنی منسوب به پیچه ی سر ، روسری ، شال ، سربند که نوع روسری وشال درشهر ممقان آذربایجان شرقی دوخته و بافته می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوگان یا گاوگان دگرگون شده ی "گوگن "که از "گو"و "گن " ترکیب یافته است . مانند: " گن چای "یعنی رودخانه عریض که هم اکنون به"گنجه "دگرگون شده است واژه ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی ترکی است به معنی خون ، پراز ، مملو از ، مشحون از، فعل امر به معنی سیراب شو و بدان وبفهم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دهخوارقان فارسی شده ی "دووارقان "که در خود محل ومنطقه بصورت "داوارقان ، دووایقان ، دیوارقان، توفایقان ، توفارقان، تافایقان وتافارقان، طووارقان"، کارب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دیزج "واژه ی فارسی است فارسی شده واژه ی دیزه ترکی است به معنای طویله اسب ، اسبی که رنگ آن سیاه یاخاکستر ی باشد ، دیزج ودیزک نیز گفته اند .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیزه " واژه ی ترکی است به معنای جایی ویا محوطه ای که چهارپایان زانوی خودرا برای استراحت وخوابیدن خم می کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیز " به سکون د، واژه ی ترکی است به معنای زانو است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"تافا ریا طافار " واژه ی ترکی است به معنای گوسفند وبز است که دگرگون شده ی واژه ی " داوار" به معنا ی گوسفند وبز است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

" توفاریا طوفار " به ضم ت، واژه ی ترکی است به معنای چهارپا ، گوسفند وبزکه خود توفار نیز تغببر یافته ی واژه ی " دوار " به ضم د ، به معنای گوسفند وبز ا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سغر واژه ی ترکی است به معنای گاونر آخته است که درشخم زدن زمینهای کشاورزی بکارگرفته می شود .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

واغزال واژه ی روسی است به معنای ایستگاه راه آهن است،

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نام یکی از ایستگاههای منحصر بفرد عوارضی و مالیاتی بوده درورودی جنوبی ممقان جنب کوچه یخچال در دوره ی قاجاریه تا پهلوی اول بوده است بطوریکه این ایستگاه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

علیا واژه ی عربی است به معنی بالادست ، نام محله ای درشهرممقان آذربایجان شرقی است. در خود محل واژه ی ترکی "یوخاری محله " کاربرد داردکه علیا ترجمه این ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

گو مخفف گاواست صفت گاو دردو چیز شهره و نماد است یکی درقدرت وزور که افراد پرزور وپرقدرت را گوخطاب می کنند یعنی :پهلوان ودلیر ، دیگری صفت کج فهمی ونفهم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

اخی جهان دگرگون شده "ناخیرجان"، "نخیرجان" و " آخورجان " است که به معنا ی جایگاه چریدن گله ای متشکل ازگاو ، گوسفند، اسب ، قاطر ، خر، شتروبز است یاقوت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

اخی جهان دگرگون شده ناخیرجان وآخورجان است که به معنا ی جایگاه چریدن گله ای متشکل ازگاو ، گوسفند، اسب ، قاطر ، خر، شتروبز است یاقوت حموی از این مکان " ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

روستایی دربخش حومه آذرشهر آذربایجان شرقی است . قاضی جهان بفارسی دگرگون شده "قت چخان" است از دو بخش قت وچخان تشکیل یافته است . قت :به معنای علفی شبیه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ناخیرچی کلمه ای است ترکی که از دو واژه ی ناخیر بمعنای گله ای که متشکل ازگاو ، گوسفند، بز، قاطر ، اسب ، خر وشتر است وچی پسونداست به معنای مسوول گله ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

انگج نام کوچه ای قدیمی پرپیچ وخمی در شهرممقان آذربایجان شرقی است که درخود محل بصورت "انگش" کاربرد دارد . دراین کوچه آب ازچاه سفره زیرزمینی خانه ی اول ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

نام روستایی در آذربایجان شرقی ، از توابع آذرشهر است واژه از دوبخش "جر" و"آغیل" تشکیل یاقته است . جر واژه ی عربی است به معنای دامنه ی کوه ، پای کوه ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

نام محله ای درشهرممقان آذربایجان شرقی است بفارسی ترجمه شده واژه ترکی "آشاغا کوچه " است . به معنای پایین دست است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

امشه نام محله ای درشهر ممقان آذربایجان شرقی است. به فتح اول ودوم کلمه ای است عربی ، به معنی شتری که چشمش سپیدی برآورده باشد. فارسی شده ی امشه ، امشج ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

دهخوارقان فارسی شده ی "دووارقان "که در خود محل بصورت " داوارقان ، دووایقان ، توفایقان ، توفارقان، طووارقان"کاربرد دارد . اگر آبادی های حومه ی دهخوارق ...