پیشنهادهای یوسف شیخ عبداله زاده ممقانی (١١١)
به فتح گ وسکون ن وازه ی ترکی است به معنی گشاد ، عریض، پهنه ، مقابل گن وازه ی دار است . مانند گن چای مدال فارسی رودخانه عریض، گئوگن به معنی سبزه وعلفز ...
دیوگی یا دئوییی واژه ی ترکی است به معنی برنج است .
دئدیئون یا دئوگئون واژهی ترکی است به معنی گره است .
چیلله زائو واژهای ترکی است به ده روز دوره استراحت مطلق بعداز زابمان زن را میگویند که زن زایمان کرده خانه داری وکارهای خانه را انجام نمی دهد ، دبگران ...
گئووی واژه ی ترکی است به معنای آسمان ، آبی ، کبود ، نیلی، مانند: واژه ی گیووی گنبد ( نا م روستایی در ساحل دریاچه اورومیه ) به معنای گنبد آبی ، گیووی ...
گن یاچن واژه ی ترکی است به معنای پهنه ، عریض مانند گن در کلمه ی گئووگن ( شهرگوگان ) به معنای پهنه سر سبز ، پهنه ی سبززار ، ویا چنزه یا گنجه در واژه ی ...
گئوویا جئوو واژه ی ترکی است به معنای سبز ، علف وسبزی، سبز رنگ مانند ؛ گئوودر کلمه گئووگان ( شهر گوگان ) به معنای پهنه ی سبز ، سبز زار
قیروو واژه ی ترکی است به معنای شبنم ، سرماریزه است
"باز"پسوند ترکی است به واژه ای که افزوده می شود . معنی علاقه به آن واژه می افزاید . مانند :سیاست باز، کفترباز ، زن باز ، بچه باز ، قمار باز، سگ باز
اورت واژه ی ترکی است. فعل امر است معنی آن ، بپوشان است.
گت با کسر گ واژه ی ترکی است فعل امراست به معنی برو است .
واژه ی ترکی است به معنی گردش کن است
بور واژه ی ترکی است فعل امر است به معنی بچرخان، بپیچان، بگردان، دوربزن است
چلقا با ضم چ، واژه ی ترکی است فعل امراست به معنی بپیچان مانند ؛به پارچه بپیچان، به کاغذ بپیچان ، به لحاف بپیچان ، به پتو پیچان است.
چیگت واژه ای ترکی است به معنی میوه نارس ، میوه کال است.
چیی واژه ی ترکی است به معتی ناپخته، نپخته است .
چئل به ضم همزه واژه ی ترکی است به معنی بیرون ، خارج ، بیابان بی آب و علف است
چل به ضم چ واژه ی ترکی است به معنی زیرانداز مطلق ازهر نوعی فرش ، پارچه ، موکت را گویند
چیلله داغی واژه ی ترکی است ترکیب گیاهان دارویی کوهستای است که برا ی درمان دردا ستخوان وشکستگی استخوان کاربرد دارد .
چئوپور یا چوپور واژه ی ترکی است که همان آبله گون است . چیچح یا چیچک به معنی آبله است وهم به معنی گل مطلق از هرنوعی واسم دختر است
چی چیک یا چی چح واژه ی ترکی است به معنی ریز ، کوچک است . مقابل آن بئوویح ، بئویئوح ، بئویئوک که معادل فارسی آن درشت بزرگ است . بیوک به معنی بزرگ واسم ...
چوچوک ، کوچوح ، چوچوح واژه ترکی است که به بچه سگ گفته می شود که معادل فارسی آن توله سگ است .
قودوخ یا قودوق واژه ی ترکی است به بچه ی یک ساله ی خر می گویندکه در فارسی کره خر گفته می شود . به بچه انسان اوشاخ یا اوشاق می گویند که معادل فارسی آن ...
مدفوع واژه ی عربی است اسم مفعول فعل ثلاثی دفع است در عربی بمعنی برگشتی و برگشت داده شد ، مانند مدفوع چک یعنی چکی که موجودی حساب ندارد وبرگشت داده شده ...
چال واژه ی ترکی است فعل امراست به معنی بنواز در آلات موسیقی ، بزن چیزی را ، مانند سازرابزن ، طبل را بزن، بکوب چیزی رامانند؛ میخ را با چکش بکوب که با ...
قدمت آیین شب چیلله به گواهی تاریخ وروایت پیشینیان کمتر از یکصد سال است . قبل از این ، همچو آیین ومراسمی وجود نداشته است . به باور ابور ریحان بیرونی و ...
چیلله واژه ی ترکی است که از دوبخش چیل وله ترکیب یافته است چیل به معنی نور وتاریک ، سیاه وسفید وله پسوند فعل امر ساز است . چیلله به معنای پیوند نور وت ...
چیل واژه ی ترکی است به معنی سیاه وسفید ، سفید وسیاه ، روشن وتیره ، نور وتاریکی
چیلله واژه ی ترکی است . چیلله بندی است که ازپشم وروده ی گوسفند ساخته می شودکه یک سر آن به زه بالا ی چوب خمیده ( یای معادل فارسی اش قوس ویا کمان است ) ...
اوردک واژه ی ترکی است معادل فارسی ان مرغابی است دو نوع نر وماده دارد که در ترکی اوردک نا م مطلق مرغابی است بدون در نطر گرفتن جنسیت ان اشاره می شود به ...
سونا واژه ی ترکی است نام دیگر سونا درترکی واژه ی اوردک نر است . معادل فارسی ان مرغابی نر است . دخترخیلی زیبا را در ترکی "سونا " صدا می زنند کلمه تحبی ...
ای ره لی واژه ی ترکی است به معنای نزدیک است .
واژه ی اون در ترکی به معنای آرد است .
واژه ی یون در ترکی به معنای پشم، موهای گوسفندو شتر است.
قاراپاپاق واژه ی ترکی است که ازدوبخش؛ قارا و پاپاق ترکیب یافته است به معنی کسی که کلاه سیاه می پوشد طائفه ای از ترکمانان بوده است .
دَرین با فتح "د " واژه ی ترکی است به معنای عمیق است. مقابل درین ، دایازبه معنی سطحی ، رویی است
قووی به ضم ق واژه ی ترکی است به معنای چاه است .
قو به ضم ق واژه ی فارسی است . پرنده ای گردن دراز با پرهای سیاه وسفید است ودر آب شنا می کند . نام دیگر آن غاز است .
تیرامین، یاتورامین ویا تورامون روستای باستانی متروکه وخالی از سکنه ای است که غار وگورستان باستانی ومسجد تخریب شده ی آن گویای قدمت آن است که اکثر ساکن ...
دانشگاه شهید مدنی آذربایجان با نام سابق دانشگاه تربیت معلم تبریز، یکی از دانشگاه های مادر و جامع وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بوده که پس از دانشگاه ت ...
دهستان شهرک در بخش ممقان قراردارد ومرکز آن درشهر ممقان است . درسال 1381 درتقسیمات کشوری تاسیس شده است . دهستان شهرک شامل؛ دانشگاه شهید مدنی آذربایجان ...
تیرامین، یاتورامین ویا تورامون روستای باستانی متروکه وخالی از سکنه ای است که غار وگورستان باستانی ومسجد تخریب شده ی آن گویای قدمت آن است که اکثر ساکن ...
بخش ممقان ، شامل؛ شهرممقان ، مزارع ، گاوداری مرغداری ، کارگاههاوکارخانه های اطراف آن ودهستان شهرک ، شامل؛ دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان ، شهرک صنعتی شهی ...
شهرستان آذرشهر شامل :شهرهای آذرشهر ، ممقان ، گوگان وروستاهای حومه شهرهای مذکور درسال 1376 تاسیس گردید که مرکز شهرستان، در شهر آذرشهر قراردارد. درهمان ...
یقه بستن : رسم قدیمی بوده که بابستن یقه پیراهن پایان جشن یا مراسم را بااین شیوه اعلام میکردند . قدیم رسم بوده کسی که به سفر می رفت پس از برگشت بمدت د ...
سندخن ( sndkhn ) :نام کوچه ای در محله ی امشج ممقان آذر بایجان شرقی است .
سیهون /سیحون /صیحون /سیخون: نام رشته قناتی بوده است بین قنات پره خون وقنات اولی کوشن ممقان آذربایجان شرقی که قنات سیخون جیخون هم میگفتند که هم اکنون ...
پره خون نام مزارع ( کوشن =مزارع یک منطقه ) وقناتی است در شهرممقان آذربایجان شرقی . پره خون نی /پره خون لی یعنی منسوب به"پره خون" نی /لی پسوند نسبیت ا ...
آوگان/آبگان یا جوانjuvan/جویوان/جوی بان یا میراب : فردی است که کارش سرکشی ومحافظت از هرز رفتن آب از جوی ها و نهرهای عمومی از استخر قنات تا مزرعه شرکا ...
بتجالی :منسوب به روستا/مزرعه ی "بتجا " ی ممقان آذربایجان شرقی .