قان


معنی انگلیسی:
birch

لغت نامه دهخدا

قان. ( ترکی ، اِ ) گفته اند دم است. ( فهرست مخزن الادویه ). خون.

قان. ( اِخ ) از شهرهای یمن و در دیار نهدبن زیدبن سودبن اسلم بن حاف بن قضاعة و حارث بن کعب است ، و گفته اند قوان. ( معجم البلدان ج 7 ص 19 ) ( منتهی الارب ).

قان. [ نِن ْ ] ( ع ص ) قانی. رجوع به قانی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) غان .
از شهر های یمن و در دیار نهد بن زید بن سود بن اسلم بن حاف بن قضاعه و حارث بم کعب است و گفته اند قوان .

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی قان از ریشه ی واژه ی گان فارسی هست گ به ق تغییر کرده هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

قانقانقانقان
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
پسوند مکان ، ماقبل کان و گان . مصادقی چون تالقان ( تالگان پسوند گان مکان بلند ) یا جوشقان ( جوشگان پسوند گان مکان و جای گوشه یا همان کُنج
واژه ی ترکی است به معنی خون ، پراز ، مملو از ، مشحون از، فعل امر به معنی سیراب شو و بدان وبفهم .
مرحبا به آقای محمود اخوان مهدوی ، کاملا صحیح است
قان علاوه بر معانی یاد شده در بالا، معرب ( ( کان ) ) و ( ( گان ) ) پسوند مکان است که در برخی نام جایها نیز وجود دارد. مانند طالقان ( طالگان/ تالگان ) ، جوشقان ( جوشگان ) ، زرقان ( زرگان ) ، دیلمقان ( دیلمگان/ دیلمه گان ) ، خرقان ( خرگان/ خراگان ) ، قاراقان ( قراگان/ قره گان ) و. . .
خان، قاآن، سلطان
خون دم و خان
قان میشه کان و خان که خودش ترکی هست
درمتون قدیم کلمه قان گاهی اوقات به معنای خان ورهبر وفرمانروا امده است
قان ( Qan ) در زبان ترکی به معنی خون است
قان قانلو که در بالا آمده با واژه قان که در ترکی به معنی خون می باشد ارتباطی ندارد قان قال در ترکی یک نوع گیاه خاردار هست که در زمین های کنار آب رشد می کند و دانه های آن با قاصدک منتقل می شود . قان قانلو یعنی زمین یا محل رشد قان قال یا محلی که دارای قان قال می باشد در اینجا اسم دهی است .
گوسفند وبز
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)