نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rubbery legs: پاهای سر شده، پاهای کرخت شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit someone: متوجه شدن، پی بردن، به خاطر آوردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me know what you think: نظرت رو بهم بگو، دوست دارم نظرت رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pure truth: حرف دل، حقیقت محض،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
winter people: To sum it up Winter people are utte ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
insert electric fire: شومینه دیواری ( توکار ) برقی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
narrow one's eyes: It means to glare at someone, to lo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crying jag: گریه بی اختیار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
big town: A densely populated urban area, typ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
case opening: پرده خور ( شکاف میان دو فضا در ساخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
four top: میز غذاخوری چهارنفره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wine topper: دربازکن بطری، چوب پنبه کش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bar mop: دستمال آشپزخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speed rack: طبقه یا رف مشروبات، چهارچرخ حمل نان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
commercial kitchen: آشپزخانه صنعتی و تجاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk in refrigerator: یخچال سردخانه ای یخچال سردخانه ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a lot off of mind: خیال کسی را راحت کردن، کسی را از نگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
house wine: ارزان ترین شراب در فهرست شراب رستور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wallowing time: to spend time experiencing or enjoy ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s a thought: Spoken used to say that someone has ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steel spine: تسلیم ناپذیر، با اعتماد به نفس، خست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bubbly hair: موی بافته یا گیس شده به شکل حباب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
killer blue eyes: چشم های آبی مَکُش مَرگِ ما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oldest profession: تن فروشی، روسپی گری، فاحشه گری. هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shape of a wreath: تاج گل، حلقه گل.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone talked: کسی حرف زده، کسی زبان باز کرده، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
figuring the odds: از احتمال رو به شانس آوردن، به بخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not making sense: غیر منطقی، بی معنی و غیر منطقی این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make rank: Ability to make decisions and take ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any moment now: وقوع اتفاقی در احتمال خیلی نزدیک، چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheka: چِکا یا کمیسیون بایستار سرنام کمیسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then and only then: You can use it when you are referri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proper woman: کامله زن، زن کامل ( از نظر رفتار و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national dress: لباس ملی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nouveaux: تازه تاسیس، جدید، نو، تازه به دوران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clamoring for attention: با داد و فریادو عصبانیت چیزی خواستن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send someone mad: موجب آزار و عصبانیت کسی شدن to anno ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my son: جوان، پسر. توسط یک فرد مسن به عنوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick over the traces: British English old - fashioned to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be on account of someone: به خاطر کسی، به خاطر خشنودی کسی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trace the trail: ردپا، رد و نشان.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bigness: بزرگی از نظر اندازه، رتبه و مقدار.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thorough person: آدم حواس جمع، آدم دقیق، کسی که مو ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
here he is: Someone or something has arrived he ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wifely: وظیفه همسری، وظیفه شوهرداری.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thought it out: If you think something out, you con ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
weight percent: موضوعی را سبک و سنگین کردن، متناسب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uprush: موج یا جریان ناگهانی رو به رشد، حس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dirndl: دیرندل یا دریندل: نام لباس سنتی زنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
guardsman: در گذشته و به طور مشخص در دوره قاجا ...
٢ سال پیش