نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to one's annoyance: In a way that is annoying to someon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supply someone with something: To provide somebody/something with ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
half turn: A 180 - degree turn; a direct rever ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as one man: همگی با هم همزمان با یکدیگر همه یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the eye on something or someone: If you keep an eye on something or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in something: To discuss, examine, describe, or e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wouldbes: A person who wishes or pretends to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foniasophobia: فونیاسوفوبیا For some, it's a real ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand for someone: To defend or support a particular i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wrong track: You are acting or progressing in a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chaos: اوضاع خرتوخر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
genie bottle: پری چراغ جادو ( در فرهنگ عامیانه غر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plead as an excuse: To say something as an excuse or ex ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something or somebody away: To make known something that somebo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ex servicemen law: قانون حمایت از نظامیان سابق ( بازنش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regular meeting: A scheduled meeting held in accorda ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transport center: A place where people await transpor ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of caution: In order to be extremely careful to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remind oneself: Urging someone ( or yourself ) to r ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tabagie room: A Tabagie is a room designated for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tabagie feast: A traditional festivity among the A ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high old time: An enjoyable and exciting time. او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
horsewhip: چوب تعلیمی اسب سواری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iron table: An ironing board is a long narrow b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
military surplus: Military surplus are goods, usually ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
door glazed: در شیشه خور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blood ancestry: Your bloodline is your heritage or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breechcloth: لباس کمربندی لباس کمر عورت پوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
significantly: حسابی، درست و درمان، بی تعارف، تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no man’s land: زمین بین نیروی خودی و دشمن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buy the farm early: مردن، از دنیا رفتن، درگذشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bought the farm: کشته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught a lot of flak: مورد انتقادشدید قرار گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shuffle into: To move ( things, for example ) fro ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
atten shun: Used to bring a marching band or gr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sentimentally: دلسوزانه، همدلانه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peaked cap: کلاه خدمت سربازی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damned if: محال است، امکان ندارد.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get publicity: جلب توجه کردن، شهرت پیدا کردن، مشهو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
common fellow: A member of a group having common c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beating up: ضرب و شتم، کتک کاری.
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
ترجمه جمله:  مکبث حرف جادوگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be left to one's own devices: کسی را به امان خدا رها کردن. متردا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
ترجمه پیشنهادی: اون لبخند برای من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the very man: "The very man" is a strange little ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shamefaced: شرم زده، شرم آگین، خجالت زده.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry on with someone: To have an often immoral sexual rel ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit of the other: Idiomatic expression for sexual int ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sexual magnetism: کشش جنسی مترداف با: Sexual attracti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the bin: توی کف رابطه جنسی بودن
٢ سال پیش