ترجمه‌های پارسا میریوسفی (٢٦)

بازدید
٤٤٠
تاریخ
٥ سال پیش
متن
The sound of applause filled the theater.
دیدگاه
٤

صدای کف زدن و تشویق سالن تئاتر را پر کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Why do you always bash the movies I like?
دیدگاه
٧

چرا همیشه فیلم هایی را که من دوست دارم را خراب میکنی؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The crane lifted the container off the ship.
دیدگاه
٩

جرثقیل جعبه را از کشتی برداشت ( بیرون آورد )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Can you get me a water container?
دیدگاه
٨

آیا میتوانید یک ظرف آب به من بدید؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I got a D in history last semester.
دیدگاه
٣

من یک نمره D در درس تاریخ ترم پیش گرفتم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The new king's rule was just.
دیدگاه
-٢

قانون جدید پادشاه "فقط" بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Don’t throw away the apple because of the core.
دیدگاه
٠

سیب را دور نریزید به دلیل داشتن هسته

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He threw away his one chance at a better life.
دیدگاه
-١

او تنها شانسش را برای زندگی بهتر از خود دور کرده بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He threw away my favorite sweater.
دیدگاه
٣

او سویشرت مورد علاقه من را دور انداخت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The people had only five peaceful years before war broke out again.
دیدگاه
٥

مردم فقط پنج سال صلح آمیز ( آرام، ملایم ) داشتند قبل از اینکه جنگ دوباره آغاز شد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He's afraid to go in the water.
دیدگاه
٤

او از رفتن به درون آب میترسد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Many people are afraid of snakes.
دیدگاه
٢

عده زیادی از مردم از مارها می ترسند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Luckily, the plan worked.
دیدگاه
١

خوشبختانه این ایده و طرح کار کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The store will reopen after lunch.
دیدگاه
٥

فروشگاه بعد از ناهار دوباره باز خواهد شد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The man had paws as big as those of a bear.
دیدگاه
-٣

این مرد چنگال های بزرگی مثل آن خرس داشت .

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He frequently donates large sums to charity.
دیدگاه
٣

او به طور مکرر مبلغ زیادی به خیریه اهدا می کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The butler opened the door and asked the guests to enter.
دیدگاه
٢

پیشخدمت در را باز کرد و از مهمانان خواست که وارد شوند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The boy was scared that his father would be angry and punish him.
دیدگاه
٣

پسر بچه می ترسید که پدرش عصبانی شود و او را تنبیه کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He ran the race at a terrific pace.
دیدگاه
١٠

او با سرعت فوق العاده مسابقه را آغاز کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Your opinion matters to me, so please tell me what you think.
دیدگاه
-٢

نظرت برای من مهم است پس لطفا به من بگو که چه فکر می کنی.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It doesn't matter to me where I sit.
دیدگاه
٨

برای من مهم نیست که کجا می نشینم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Cheer up! It's not that bad!
دیدگاه
٣

شاد و خوشحال باش اوتقدر ها هم بد نیست

تاریخ
٥ سال پیش
متن
If you don't exercise, your fitness will decline.
دیدگاه
١٠

اگر ورزش نکنید تناسب اندام تان کاهش خواهد یافت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I gave them several restaurant suggestions, but I don't know where they went in the end.
دیدگاه
٣

من چند رستوران به انها پیشنهاد و توصیه کردم ولی در آخر نمی دانم کجا رفتند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
At first she lied, but then she decided to tell the truth.
دیدگاه
٣

او در ابتدا دروغ گفت ولی سپس تصمیم گرفت که حقیقت را بگوید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She has the stuff to succeed.
دیدگاه
٥

او ابزار و چیز های لازم برای موفقیت را دارد

١