پیشنهادهای سپهر آوجی (٢٥)
آیا میدانید فرعون در انگلیسیpharaoh می باشد واین نماد کاملا کپی نماد های فرعونی است وبسیاری ازعقاید آنها مانند خیر و شر و پیروزی خیر برشر برگرفته از ...
پاده به جای چرا وجای نگهداری گله خر واسب گفته می شود هم چنین گله آنها در گذشته تانکی نبود که بر آن سوار شوند بر اسب سوار می شدند و این اسب ها در جایی ...
اگر نامی رابر فرزند خود می نهید تاریخ صاحب آن نام را بدانید خرداد نام زن است کسری عربی است انوشیروان پیمان شکنی کرد او پیمان صلح جاوید خود را با روم ...
نام کوهستان زاگرس
در کردی مرکزی و شمالی یعنی نقره در پارسی زیور آلات داریم
دراردو سورج به معنای خورشید در سانسکریت و هندی سوریا در پارسی باستان سوئیریا به معنای صبح در کردی ولری برای صبح از واژه سو استفاده می کنند
اسبار یا اسپار در گویش بختیاری یعنی هموار کردن زمین
در کردی مرکزی به معنای زیاد و خیلی زیاد ، در کردی جنوبی از واژه فره استفاده می شود
وت در کردی جنوبی یعنی گفت در کردی مرکزی وتی ودر لری وکردی شمالی گوت
خسته به نحوی زخمی شدن را در بردارد جاهایی که خسته به کار برده می شود اگر از واژه مانده استفاده شود بهتر است
درد در کردی جنوبی و مرکزی ولری ژان می شود درکردی شمالی ( کرمانجی ) ایش می شود
ژره ژی واژه ای ناب که به معنای کبک است در گویش هورامان ودر زبان لکی ، در زبان لکی کمی این واژه فراموش شده نر وماده آن در گویش هورامانی نام های جدا از ...
کر در کردی مرکزی و شمالی به خر گفته می شود
آ باد . یکی از معانی باد نابودی است می شود بدون نابودی که همان آبادی است
راه ، ره ، رگ، ریگ باهم در ارتباطند در کردی مرکزی به راه ریگا گویند
بختیاری من . لری خرم آبادی مین . کردیجنوبی و مرکزی ناو کردی شمالی ( کرمانجی ) ناوبرا ، اردو و هندی گویشی از مین
واژه ای بسیار کهن است که در نخستین تمدن بشری یعنی سومریان ریشه دارد در زبان ایلامی هم به همان معنای دیده می شود ونمی توان گفت مختص کدامین آنهاست دیپ ...
آرمان شهری بوده در زمانه سومریان
آ نفی رم آرم بوده سپس آرام شده مانند تن ور که تناور شده چون منفی در منفی مثبت می شود رام خودش مثبت است
یکی از تفاوت های کردی و لری نگفتن خ در زبان لری است که در بیشتر جا ها ه جایگزین می شود در گویش لکی وار داریم که همان خوار کردی وحار لری است در هوراما ...
در برخی گویش ها به مرغ کرک گوینددر کردی جنوبی ولکی به سار سیاه کرک گویند
هوئر لکی همان خور کردی است با قائده جایگزینی خ و ه که در لری دیده می شود در ریشه این واژه گرایش به فتحه واو دیده می شود
توج همان تورج است در پارسی باستان توجاوند داریم که می شود از نسل تورج
در گویش دیلمی به ذرت مکا بیج گویند مکا یعنی مکه بیج یعنی دانه
بیج در سانسکریت به معنای دانه در ناحیه گیلان هم به این معنا به کار برده می شود