تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجام و یا تکمیل یه کاری بصورت کامل و صد در صدی . He put a bow on his success by Final score

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درقبال شنیدن و دیدن و یا انجام یه کار خوب بیان میشه. یه جورایی همون خدارو شکر خودمونه. مثال:مامان من یه شغل خوب پیدا کردم و مادر در مقابلش میگه prais ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گنگ و نامفهوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He is like rolling in dough. نونش تو روغنه. روزگار مالیش خوبه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Some one bell the cat and say the boss he is wrong یه نفر قبول کنه به ریس بگه که اشتباه میکنه. پذیرفتن انجام یه کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که سن و سالی ازش گذشته و نپخته نیست.