پیشنهادهای Ali Askari (٦)
٢١
٢ هفته پیش
٠
انجام و یا تکمیل یه کاری بصورت کامل و صد در صدی . He put a bow on his success by Final score
٣ هفته پیش
٠
درقبال شنیدن و دیدن و یا انجام یه کار خوب بیان میشه. یه جورایی همون خدارو شکر خودمونه. مثال:مامان من یه شغل خوب پیدا کردم و مادر در مقابلش میگه prais ...
١ ماه پیش
٠
گنگ و نامفهوم
١ ماه پیش
٠
He is like rolling in dough. نونش تو روغنه. روزگار مالیش خوبه
١ ماه پیش
٠
Some one bell the cat and say the boss he is wrong یه نفر قبول کنه به ریس بگه که اشتباه میکنه. پذیرفتن انجام یه کار.
١ ماه پیش
٠
کسی که سن و سالی ازش گذشته و نپخته نیست.