گنگ و نامفهوم
🔸 مثال :
"The professor's lecture on quantum physics was clear as mud to me. "
سخنرانی استاد درباره فیزیک کوانتوم برای من مثل آب گل آلود بود ( هیچی نفهمیدم ) .
"I tried to follow the map, but it was clear as mud. "
... [مشاهده متن کامل]
سعی کردم از نقشه پیروی کنم، اما اصلاً واضح نبود.
"A: 'Do you understand the new software?' B: 'Oh yes, it's clear as mud. '"
الف: نرم افزار جدید را متوجه شدی؟ ب: آهان، مثل گل ولای روشنه ( هیچی نمی فهمم ) .
"The minister's explanation of the budget cuts was clear as mud. "
توضیح وزیر درباره کاهش بودجه کاملاً مبهم و نامفهوم بود.
سخنرانی استاد درباره فیزیک کوانتوم برای من مثل آب گل آلود بود ( هیچی نفهمیدم ) .
... [مشاهده متن کامل]
سعی کردم از نقشه پیروی کنم، اما اصلاً واضح نبود.
الف: نرم افزار جدید را متوجه شدی؟ ب: آهان، مثل گل ولای روشنه ( هیچی نمی فهمم ) .
توضیح وزیر درباره کاهش بودجه کاملاً مبهم و نامفهوم بود.
واضح نبودن یا پیچیده بودن موضوع
✍ Definition: Very unclear or confusing 🌫️
✅ Example: The teacher’s explanation was as clear as mud.
مبهم، تیره و تار
پیچیده بودن