پیشنهادهای شفيق الله مصلح (١٠٩)
محیط زندگی لاتین گل بوته
هواى گرم زنده گل بوته
گل بوته هاۍ پوشت کوهى زنده
گل بوته زنده هالووین
جشن زنده گل بوته
دونت زنده گل بوته
دره رقص زنده رقص گل بوته
تمجید و ستایش
عزت و ناموس
پودر، که انسانهاى متعاد از ان استفاده مى کنند.
شهامت و غیرت
حق نا شناس، احسان فراموش
دلبر، معشوق و محبوب
دلتنگ و آزرده خاطر
تایید کردن در مورد موضوع مشخص.
نمایه فیس بوک
رخنامه فیسبوک
نام قومیست که فعلا در افغانستان زنده گی می کنند و اسم این قوم در سرود ملی آن کشور نیز یاد شده است.
مقبره، قبر، آرامگاه، خوابگاه
همراه و همدم اى همسفرم، بیا در برم بستان هدیه ى که آوردم زنهار که شکوه سر دهى از روى سرى درنیایى شفیق الله مصلح
کنارم
کام نگرفته، تلخ شده
حاصل کار و نتیجه ى کار
معشوقه من، محبوب من
گرافیت یک نوع کاربن است،
در زبان پشتو بیشتر در افغانستان مروج است همانا لاک پشت را گویند.
کامیابی ها
کف شناس آنکه پیش بینی می کند آینده را.
انسان ضعیف و بی سرپناه
مقابل قرار گرفتن و عیله ایستادن
آماده کردن مخارج و مصارف
جمع ناقل یا نقل کننده ها که از یک محل به مل دیگر کوچیدند.
نشید که در آن توصیف و صفت حضرت محمد ( ص ) باشد.
خطوط امواج، تعداد دفعات یک عمل
اخلاق نیکو
نظر پسندیده و نیکو
خوش خلق
تکیه کردن لمیدن
توقف گاه کاروانیان، که کاروانیان راحت می کنند.
میان دو تن جنگ چون آتش است سخن چین بدبخت هیزم کش است
هباک سر
انگار جوانه ها در سرزمین مان خشکیده پرنده هاى صلح از سرزمین مان کوچیده شفیق الله مصلح
نسبت های مالی که از تقسیم پول نقد و معادل های نقدی به راحتی قابل تبدیل به نقد می باشند
یکی از شهرستان ها و مرکز استان پروان افغانستان است
یکی از شهرستان هاى استان پروان در افغانستان است.
کفتار
چرخ فلک، فراز ونشیب زندگی
رویاها وخیالات نویسی
عشق ورزیدن
بَشگیر یا آب چین تکه ای از الیاف جذب کننده از جنس پشم، پارچه و یا کاغذ است که برای خشک کردن یا پاک کردن به کار می رود
زل زدن
بد خصلت، بد اخلاق
معاشقه نمودن
تلفن همراهی با صفحۀ نمایش نسبتاً بزرگ با قابلیت اجرای برنامه های که بسیاری از کاربری های رایانۀ شخصی را نیز داراست.
توصیف کرد
باردوش
ارتش از پزیرفتن فرامین امتناع ورزید.
خویشتن داران خود شیفته گان عاشق روى خودند اسیر در دام نفس وهواى خودند کور خود و بیناى مردم اند در خویشتن دارى مقدمند خودخواهان نیک خود و بدخلق گویند ...
مردآب
مهتاب
بارگذارى اطلاعات
مادر
معشوق
پزیرفتن
کسی که خلاف پیمان خود رفتار کند
شخصی که نماز را ترک کند.
ذخیره کردن
حمل و نقل
حالت دفاعی
اعمار نمودن یا بنا کردن
یک برنامهٔ کاربردی پیام رسانی ( چت ) از سوی شرکت فیس بوک برای تلفن های همراه است که ارتباط آوایی و نوشتاری را فراهم می کند. این پیام رسان این امکان ر ...
پابرجا
دیوانه
انسانهاى که فهم و شعور ندارند و همواره سوه استفاده دیگران قرار می گیرند
سختی قلب که ترحم و رحم نداشته باشد و مرتکب جرایم شود.
پرورش و به تعالی رسانیدن
سوءاستفادة مالی
ماشین
به تعالی رسیدن
نوعی از شعر زبان پارسی است که برای نخستین بار توسط احمد شاملو در ایران بکار برده شد.
بخشیدن مجرم از سوی کسانیکه در توان قرار گرفتند با حضور محاکم را براعت قانونی می نامند.
ترنم خوانی یا خوش خوانی که با شیوای خاص و احساسات خوانده شود.
نیاز به بررسی دارد و باید مجددا بررسی گردید.
آنچه مورد نیاز است و به آن ضرورت است.
لحن درست کلام که سخنگو قابلیت بیان رسا و شیوا را داشته باشد و موضوعی را بدرستی بیان کرده بتواند.
داشتن دلهورگی در مورد شخصی یا عقده داشتن.
لباس محلی است که با پیراهن مردان و زنان می پوشند، بیشتر این لباس در آسیای
زبان بومی مردم افغانستان که داراى چهل و چهار حروف الفبا می باشد و حالا در کنار زبان فارسی از جمله زبان رسمی افغانستان است و مانند زبان فارسی کاربرد د ...
بیشتر در اجلاس و مجالس رسمی مورد استفاده قرار می گیرد زمانیکه دو شخص اختلاف نظر می داشته باشند .
دوست و رفیق خداوند.
دهشتگر، به شخصی منصوب میشود که واهمه و ترس را پهن می کند.
در شبکه هاى اجتماعی می توان پانوشت یا هم زیرنویس استفاده نمود.
حاشیه معمولا در بیشتر موارد طفره رفتن به معنی حاشیه روی استعمال مظ شود.
گر ترک و تاتارم مرا این عزت بس که افغانم زاده این خاکم و تا جان در کف دارم پاسبانم شفیق الله مصلح
کچکول همان کشکول را گویند که مردمان استان هاى جنوبى افغانستان بیشتر به نام کچکول یاد مى کنند.
مقرر کردن و به عهده کسی کاری را سپردن
باقیمانده چیزى، براى چاى هم استفاده مى توان کرد مثلا تفاله چاى را از گیلاس در آبکش بریزید.
موهاى گرفته و چنگ شده و زشت
افغانستان اسم مرکب است تشکیل شده از دو اسم، افغان و ستان که افغان به معنى شور و هلهله و ستان کلمه فارسى است که به معنى ولایت بکار میرود که حالا اسم آ ...
زینت دادن، رونق بخشیدن و ترتیب درست در ذهن کسى چیزى را تداعى کردن
مرورگر
یکی از شهرستان های استان بروان در افغانستان است و اقلیم آن متعدل است و اکتر م مردمان ان باسواد هستند.
شاعر، نویسنده و کارشناس اداره و مدیریت در افغانستان
زندگى ام، نفسم
لیوال به معنى برابرى و مطابقت داشتن و یا هم هماهنگ بودن
اصلاح کننده شخصى که دیگران را اصلاح مى کند، براى اصلاح دیگران گام بر مى دارد.
شمشیر یا به معنى شمشیرزن است
خورشید من در تار شب
سلام افرت به معنی افریننده وهم به زنان گفته میشود.