پیشنهادهای سجاد نصر (٨٩٩)
پهداد/ مخفف �پهپاد هداد� که واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد fpv است؛ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مست ...
پهپاد هداد/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد fpv؛ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی ...
پهپاد اصابتی/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد کامیکازه یا انتحاری؛ هیچ دلیلی ندارد که پسوند انتحاری را برای پهپاد بکار برد، ولی برای موشک نه!
هداد/ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی پهپاد نصب شده است، دستگاه را واپایی می کند. هدایت ...
هداد/ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی پهپاد نصب شده است، دستگاه را واپایی می کند. هدایت ...
پیش صفحه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی داشبورد.
پیش صفحه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی داشبورد.
فراسنج.
فراسنج.
وارسی.
چک کردن.
کاریز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کانال، در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی.
کاریز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کانال، در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی.
میانتور/ برابر دقیق واژهٔ اینترنت؛ اینتر/inter: مابین، میان — نت/net: تور. در نتیجه internet می گردد میانتور. شرم آور است که پیشتر و در زمان معرفی ...
واکاوی.
�کارگزیر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیپلمات؛ به معنی کسی که کار را گزیرش، و یا به طور خودمانی، با تدبیر حل می کند.
�خودفند�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روبات.
�خودفند�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ربات.
�قوطک�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرو؛ حاصل ترکیب واژهٔ �قوطی� با پسوند �کاف نسبی�. ضمنا، به هیچ عنوان نیازی به گفتن واژهٔ قوطی پیش ا ...
الگوواره؛ مصوبهٔ فرهنگستان.
�ورمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آنزیم؛ بسیار بهتر از مصوبهٔ بی حساب و کتاب فرهنگستان.
�زیمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویتامین.
روزانگی.
�کارفر� و �کارفرین�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مدرک دکتر و بالطبع، دکترین؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگ ...
�کارفر� و �کارفری�/ هم ارز واژهٔ شخص دارای مدرک دکترا؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگستان، که از کاردانی شروع ...
�دستگاه واپا�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دستگاه کنترل؛ براساس مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی عمل کنترل.
�ستامان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سیستم.
نفت کیمیا.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
شش پره گرد.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
�چندچرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مولتی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پهپاد استفاده شود اما برای موش ...
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
داغ
آگهی نما.
�ایستانگاه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارکینگ؛ براساس �ایستاندن� برای پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�شارگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژر. از بن اصلی �شارش�؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به معنای انباشت حاصل ...
شارش؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و ...