پیشنهادهای Deltaforbidden (١٤)
تو اصطلاحات فارسی معادل قوزه بالای قوز میشه
این عبارت فعلی از نظر معنایی همانند suicide است اما بار تاریخی و انسانی دارد و عموما جایی به کار می رود که میخواهند وزن غیراخلاقی این عمل ناپسند را ب ...
اصطلاحا میگیم روفیدن. . . یا کف جایی رو درآوردن. . .
کسی رو حساب نکردن
از جنس افاضات حضرات عملی دورٍ پیک نیکی😁
این عبارت فعلی عموما زمانی استفاده میشه که یک گروه یا چیزی آرام آرام داره کمیت خودشو از دست میده، برای مثال زمانی رو به یاد بیاورید اعضای یه گروه تحص ...
معادل اصطلاح عامیانه ما وقتی کار از کار گذشته و دیگه خودمون رو برای بدترین فرجام روحیه می دیم، این مواقع میگیم گور پدرش. . .
از خونریزی شدید مردن. . .
یه چیز من درآوردی یا خلق الساعه. . . .
یک مثال ادبی از این اصطلاح . . . As the curtain of the day began to fall آن زمان که که پرده روز در افتاد. . .
معانی مثل لجن و کثافت هم داره
تو اصطلاحات فارسی مثلی داریم مثل: همسایه ها یاری کنید. . . حالا همین مثل رو ببرید تو سهیم شدن عامیانه همه در وقوع جریانی. فیلم مهمان مامان را یادتون ...
افزونی یک پدیده یا یک. . . که در مدت کوتاهی تحمیل شود و عموما بار این عبارت دلخواه نیست، مثل یک هجوم ملخ وار
تو اصطلاحات خودمون مثل تصمیم بی برو برگرد سمج شدن مرغ یه پا داشتن