تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو اصطلاحات فارسی معادل قوزه بالای قوز میشه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت فعلی از نظر معنایی همانند suicide است اما بار تاریخی و انسانی دارد و عموما جایی به کار می رود که میخواهند وزن غیراخلاقی این عمل ناپسند را ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحا میگیم روفیدن. . . یا کف جایی رو درآوردن. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو حساب نکردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از جنس افاضات حضرات عملی دورٍ پیک نیکی😁

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت فعلی عموما زمانی استفاده میشه که یک گروه یا چیزی آرام آرام داره کمیت خودشو از دست میده، برای مثال زمانی رو به یاد بیاورید اعضای یه گروه تحص ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل اصطلاح عامیانه ما وقتی کار از کار گذشته و دیگه خودمون رو برای بدترین فرجام روحیه می دیم، این مواقع میگیم گور پدرش. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خونریزی شدید مردن. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه چیز من درآوردی یا خلق الساعه. . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مثال ادبی از این اصطلاح . . . As the curtain of the day began to fall آن زمان که که پرده روز در افتاد. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معانی مثل لجن و کثافت هم داره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو اصطلاحات فارسی مثلی داریم مثل: همسایه ها یاری کنید. . . حالا همین مثل رو ببرید تو سهیم شدن عامیانه همه در وقوع جریانی. فیلم مهمان مامان را یادتون ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزونی یک پدیده یا یک. . . که در مدت کوتاهی تحمیل شود و عموما بار این عبارت دلخواه نیست، مثل یک هجوم ملخ وار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو اصطلاحات خودمون مثل تصمیم بی برو برگرد سمج شدن مرغ یه پا داشتن