پیشنهادهای کوروش (٣٢)
هَنَس، هناس، هناسه، دَفت، دَم
شم: از پهلوانان شاهنامه، از نوادگان جمشید و نیاکانِ رستم
شمع=شَمَک، شماله، سپندار، موم
هشت پا، چرتنه
یخ مرغ بهترین برابر برای پنگوئن است
جنس اربی شده یِ گِنوس یونانی ست که آن هم از گِنِ پارسی گرفته شده
کَواد یا کَوات یا غَباد نامی پارسی ست و نباید ان را با وات بیگانه ی ق نوشت
هَوسا، هَوشا، فده، خَرَند، خباک، خپاک واژه ی house انگلیسی به چمِ خانه ی خَرند دار ، به گمان می رسد که با هَوسایِ پارسی همریشه باشد
همان گونه که برخی دوستان گفتند، هِسار واژه ای پارسی ست و نباید آن را با ریخت حصار و با واتهای ح و ص که اربی اند نوشت
بُلهَوَس، بُلگای، گایخواه، هوسران، هوسباز، پُروَرَن، بُلوَرَن
حکیم=کُندا، کُنداور، دانا، فرزان، پُردان، همه چیزدان، خرَدپژوه
بهترین برابرِ پارسی برای اسید، تیزاب است
آیین ختم برای درگذشتگان=پُرسه
داروپاشی
سالوس، دورنگی، دورویی
ما در پارسی واژه ی ریو یا ریب را برابر با ریا داریم و به ریاکار هم ریومَن یا ریمَن می گوییم
در گویش کشوینی ( قزوینی ) به بچه ی مار و گربه، لیلَه گویند
در گویشِ کشوینی ( قزوین ) جیله به نوزاد مرغان گویند
در گویشِ کشوینی ( قزوینی ) ینی گنجشک
بجز چمارِ بُنیکِ ( اصلی ) دخو که آمیانه یِ دهخداست ، دخو ینی دانایِ کودن نما، نه کودن
بهترین جایگزینِ پارسی برایِ دولت، رایِن است
خراچ یک واژه ی پارسی ست که تازیان آن را به زبان خود برده و خراج می خوانند
خرج تازی شده یِ خَرگ پارسی ست
تمدن= شهرآیینی، شارینِش، شهریگری، شارمانی متمدن=شهری، شهرآیین، شارمان
پاسخ به کاربر محمود اقبالی با درود، دور و دَور و دَوره ) پارسیگ=دَورَک ( هر سه واژگانی پارسی اند ، تازیان آن را از پارسی وام گرفته اند، واژگان پارس ...
تازیان وطن را برای ستورگاه های شان بکار می بردند، ازبُن انها میهنی نداشتند تا برایش واژه بسازند، آنها خود را به نام زَند و تیره و دوده شان می خواندند ...
اونایی که گفتند معین از نامها و پاژنام های خداست و نام زیبایی هست، مگه خدا ارب و تازی ست که نامی اربی و تازی داشته باشد؟ از آن گذشته تنها نانهای ای ...
این واژه پارسی ست و هیچ پیوندی به ترکی ندارد، نوشتارِ درستِ آن هم گِرتی یا غِرتی ست به چمِ سبک و خودنما
ببه در گویش های کشوینی و اراکی ریختی از باوه ی پارسی ست به چم بچه که به انگلیسی هم راه یافته و بِیبی خوانده میشه این واژه ی بُندارِ پارسی هیچ پیوندی ...
پس اُفتی=صرع هوش لَرز=صرع
جِه، جِهی، یا جهیکا در باور زرتشتی دختر اهریمن و دیو روسپیگری و راکارگی ست
یلی زن