پیشنهادهای Rachel Green (١١)
٣٤
٥ ماه پیش
٠
یه چشمه از چیزی، یه گوشه از یه مشکل
٥ ماه پیش
٠
به غذا ناخونک زدن
٥ ماه پیش
١
دهن لق، فضول، خبرچین
٥ ماه پیش
٠
به معنی منظم اداره کردن
٥ ماه پیش
٠
رازی رو فاش کردن، چیزی رو زودتر از موعد گفتن مثلا: “It was supposed to be a surprise party, but someone let the cat out of the bag. ”
٥ ماه پیش
٠
دروغ گفتن، خالی بستن برای کسی
٥ ماه پیش
٠
به معنی موفق باشید
٥ ماه پیش
٠
یک اصطلاح عامینه به معنی روبه رو شدن با یه وضعیت سخت که باید اون رو تحمل کنی مثلا: I didn’t want to work late, but I had to bite the bullet and finis ...
٥ ماه پیش
٠
مساوی شدن این به اون در برابر شدن
٥ ماه پیش
١
به معنی "حتما" یا "قطعا" یا کاملا موافق هستم استفاده میشه. برای تأکید بر موافقت شدید با چیزی یا تأیید قوی یک جمله استفاده میشه.
٦ ماه پیش
١
توی دوتا موقعیت موندن، توی دوراهی گیر افتادن
١