تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یه چشمه از چیزی، یه گوشه از یه مشکل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به غذا ناخونک زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهن لق، فضول، خبرچین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی منظم اداره کردن

پیشنهاد
٠

رازی رو فاش کردن، چیزی رو زودتر از موعد گفتن مثلا: “It was supposed to be a surprise party, but someone let the cat out of the bag. ”

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دروغ گفتن، خالی بستن برای کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی موفق باشید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامینه به معنی روبه رو شدن با یه وضعیت سخت که باید اون رو تحمل کنی مثلا: I didn’t want to work late, but I had to bite the bullet and finis ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مساوی شدن این به اون در برابر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنی "حتما" یا "قطعا" یا کاملا موافق هستم استفاده میشه. برای تأکید بر موافقت شدید با چیزی یا تأیید قوی یک جمله استفاده میشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

توی دوتا موقعیت موندن، توی دوراهی گیر افتادن