پیشنهادهای Parham player (٤٧)
گرم کن غذا بچه
تلفظ ها /ˈbeɪbiˌk�rɪʤ/ /ˈbeɪbiˌk�rɪʤ/
کالسکه بچه Baby carriage
کالسکه ی بچه
کالسکه ی بچه
نوزادبَر
cradle / ˈkreɪdl̩ / / ˈkreɪdl̩ / معنی: گهواره، مهد، در گهواره قرار دادن، در چهارچوب یاکلاف قرار دادن معانی دیگر: خاستگاه، گاهواره، ( شعر قدیم ) استر ...
گهواره
روروعک
حصار بچه
قفس بچه
swing / ˈswɪŋ / / swɪŋ / معنی: نوسان، الاکلنگ، اهتزاز، تاب، اونگ، نوعی رقص واهنگ ان، اونگان شدن یا کردن، چرخیدن، تاب دادن، بدار اویخته شدن، تاب خورد ...
تاب بچه
Doll عروسک
صندوق اسباب بازی
My sister have a rattle
My brother has a crib برادر من داره یک تخت خواب کودک
تخت خواب کودک یا بچه
صندوق
کمد
جعبه
The teddy bear calms the children خرس عروسکی به بچه ها آرامش میدهد.
عروسک خرسی خرس عروسکی
فیلم فوتبال رباتی
Gps
چی پی اس
فیلتر شکن
صف هر چیزی
فص هر چیزی
ژله
دسر
کاپوت
کاپوت
کاپوت ماشان
کاپوت ماشین
اتوبان
بنزین
کرم ابریشم