دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٩
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٦,٤٣٩
لایک
لایک
٢
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٣ ماه پیش
دیدگاه

run down معنای مستقیم: ۱. پایین دویدن معنای مرکب: ۱. تحلیل رفتن [سطح، انرژی و . . . ] ۲. زیرگرفتن [با ماشین/ تخریب شخصیتی]

تاریخ
٤ ماه پیش
دیدگاه
٠

c

تاریخ
٤ ماه پیش
دیدگاه
٢

Turn down دارای ۲ معنی است ۱. کم کردن ( ولوم صدا یا دما ) رد کردن ( رد پیشنهاد ) . تمام شد رفت، یک سری ها با جمله های عجیب مساله رو پیچیده میکنند ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The Whites settled down, bought a house, and put on the dog.
دیدگاه
٠

سفید پوست ها ساکن شدند، خانه خریدند و فخر فروختند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If we can get off by seven o'clock, the roads will be clearer.
دیدگاه
٠

اگه تا ساعت هفت بتونیم راه بیفتیم/حرکت کنیم، جاده ها خلوت تر خواهند بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He is likely to get off with a small fine.
دیدگاه
٠

او احتمالا با یک جریمه کوچک قِسِر در می رود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
My money was beginning to give out and there were no jobs to be found.
دیدگاه
٠

پولم داشت ته میکشید و شغلی هم پیدا نمیشد

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.