جدیدترین پیشنهادها
٣ ماه پیش
-١
run down معنای مستقیم: ۱. پایین دویدن معنای مرکب: ۱. تحلیل رفتن [سطح، انرژی و . . . ] ۲. زیرگرفتن [با ماشین/ تخریب شخصیتی]
٤ ماه پیش
٠
c
٤ ماه پیش
٢
Turn down دارای ۲ معنی است ۱. کم کردن ( ولوم صدا یا دما ) رد کردن ( رد پیشنهاد ) . تمام شد رفت، یک سری ها با جمله های عجیب مساله رو پیچیده میکنند ...
جدیدترین ترجمهها
١ ماه پیش
The Whites settled down, bought a house, and put on the dog.
٠
سفید پوست ها ساکن شدند، خانه خریدند و فخر فروختند.
١ ماه پیش
If we can get off by seven o'clock, the roads will be clearer.
٠
اگه تا ساعت هفت بتونیم راه بیفتیم/حرکت کنیم، جاده ها خلوت تر خواهند بود.
١ ماه پیش
He is likely to get off with a small fine.
٠
او احتمالا با یک جریمه کوچک قِسِر در می رود.
٢ ماه پیش
My money was beginning to give out and there were no jobs to be found.
٠
پولم داشت ته میکشید و شغلی هم پیدا نمیشد
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.