دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٩
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٥,٢١٣
لایک
لایک
٢
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

( شخص ) پکر، ساکت ( فضا - گفتگو ) فروکش کرده، کم تحرک ( رنگ، نور ) ملایم، کم رنگ ( صدا ) آرام، فرو خورده ( نظامی ) مغلوب شده، فرو نشانده

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

خلط ( مفهومی ) در هم آمیزی یکی گرفتن نادرست فرو کاستن تمایزها ادغام ( نادرست )

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

Withdraw into oneself گوشه گیر شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

مفروض داشتن، فرض کردن، پذیرفتن ( به عنوان مقدمه ) استوار کردن ( بر پایه ی مقدمات ) مطرح کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

واسطه ( دلال ) ، پشتوانه ( مثلا در برابر تورم ) ، حاشیه ی امن ضربه گیر، حائل، سپر

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
There was a busy, disputatious about it, instead of the accustomed phlegm and drowsy tranquility.
دیدگاه
٠

آن رخوت آرام و خونسردی معمول، جای خود را به فضایی پر تنش و مجادله آمیز داده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
But, with some few exceptions, the main results had been disputatious wrangling.
دیدگاه
٠

اما به جز چند استثنا، نتیجه ی کار چیزی جز مجادله های بی ثمر نبود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
They go in for querulous and disputatious argument.
دیدگاه
٠

معمولا بحث را به شکایت و جدل می کشانند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
Despite vehement opposition, the Act became law.
دیدگاه
٠

با وجود مخالفت شدید، این قانون به تصویب رسید.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
I advise you to withdraw your allegation before I contact my lawyer.
دیدگاه
٠

توصیه می کنم قبل از اینکه با وکیلم تماس بگیرم ادعای خود را پس بگیرید.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.