ترجمه‌های امیررضا باقرزاده (٥)

بازدید
٣٧٣
تاریخ
٦ سال پیش
متن
There were no vacant rooms at the hotel.
دیدگاه
-١

در هتل اتاقی خالی نبود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The streets were vacant after midnight.
دیدگاه
٥

خیابان ها بعد از نیمه شب خالی بودند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The shelves in the store were vacant after the sale.
دیدگاه
-٤

پس از فروش قفسه های فروشگاه خالی بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She becomes jealous when her mother kisses and holds the new baby.
دیدگاه
-٨

او وقتی مادرش کودک تازه را ببوسد و نگه دارد حسادت میکند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He abandoned his family and moved far away.
دیدگاه
-٧

او خانواده ی خود را رها کرد و بسیار دور شد

١