تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

پاسخ به امین تورانیان هیچگونه ارتباط تاریخی کهنی با تراکمه نداشتند بالعکس همانگونه که ترکان روزگاری به ایران آمدند و بر ایران حکمراندند به توران هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

پاسخ به سینا واژه گرد در اوستایی بُوِشدار است یعنی ۳ هزر سال پیش آن زمان هنوز تراکمه متولد نشده بودند، حال چگونه واژه ای که به تنهایی قدمتش بیشتر از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای واژه عام میتوان از ریخت کهن همه که هام بوده است بهره برد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ریشه واژه آجودان از اژدها هست. در زمان اشکانیان به بعضی سربازان آژدار میگفتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِس یا دِیس در گویش مردم غرب خراسان بشقاب بیضوی شکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش مردم غرب خراسان غارچ یا پَیَهْ غرغر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

مردم شمال و شرق اروپا همان تورانیان هستند که به آنجا مهاجرت نموده و با اقوام بومی اروپا آمیخته شدند و حنوب و غرب آن روم ( سئی روم در اوستا، سلم و سرم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سو، سوی، سمت ( گویش فارسی دری ) سونت ( گویش سیستانی ) به معنای طرف🇸🇦 یا side🇺🇲

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پاسخ به طاهان ایشان منبع برهان قاطع محمد حسین خلف تبریزی را نام بردن ایشان آذربایجان را معرب آذرپایگان دانسته و آن را از ریشه آذر به معنای آتش و پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد: طمعاع:داوآز، داواز ( داو آز ) آز:طمع داو هم به معنی ادعا یا ادعیه هست مانند داوطلب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعضی دوستان گفتند لفظ واژه ای فارسی است. لطفا از این سخنان نابخردگونه پرهیز کنید، که شباهات زیادی با پانتورک ها نادان پیدا کردید، لفظ در زبان عربی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش مردم خراسان به معنای آبراه بزرگ مانند کال طرق یا کال اسمال آباد در مشهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

محمود کاشغری تمام بیابان های ترکستان را گشته ام و تمام لغات ترک و غیر ترک را در کتابم انگارده ام. چالش در لغتنامه ترک کاشغری نیست، چون ترکی نیست بعد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لَغ در گویش مردم غرب خراسان به معنای لخت. لَغ و دَغ ترکیب اتباعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد دِگرَنده کاربر حسین زیباست. متغیر:دگرنده متغیر x :دگرنده x

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشمر:شربتخانه خراسان زادگاه زرتشت و سرو مقدس ترشیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

دفتر، دبیر از یک ریشه هستند و از زبان ایرانی هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به مهران: سغدی ها از اقوام ایرانی بودند ابوریحان بیرونی نیز سغدی بود، و در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه نوشته است: اهل الخوارزم کانو غصنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من برای هرودت احترام قائلم ولی فراموش نکنید، هرودت از ایرانیان خوشش نمیومد و بالعکس بدش هم میومد و ایرانیان رو وحشی خطاب کرده است، به همین دلیل در تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاژ:مقام و رتبه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابر:برتابر مانند گوشاگوش ( گوش تا گوش ) ، سراسر ( سر تا سر ) مالامال ( مال تا مال ) ، رویاروی ( روی تا روی ) ، یکایک ( یک تا یک ) , لبالب ( لب تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاس به معنای حدس است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بایرام واژه ای پارسی است. منبع:دیوان الغات ترک محمود کاشغری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به گویش غرب خراسان چُخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لفظ مردم غرب خراسان از �پِی پاک� یا �به بود� برای اصطلاح �به کل� استفاده میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژه لغزش لرزش لرز و لرزیدن واژه ای پارسی است. و با کلمه زل و زلزله عربی تفاوت دارد و از یک ریشه نیستند. پارسی:لرز عربی:زل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

لفظ میانه برای متوسط خوب نیست. میانگین بهتره سرعت میانگین:سرعت متوسط :V ( average ) تندی میانکین:تندی متوسط: s ( av ) شتاب میانگین:شتاب متوسط: a ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گُر در لفظ مردم خراسان به معنای شِدت. گر گرفتن آتش:شدت گرفتن آتش، شعله ور شدن و زبانه کشیدن آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

پاسخ به بهنام رضایی: این چیزایی که شما گفتی همه نظریات صدیق و هیچکدوم واقعیت نداره، صدیق سواد هیچی نداشت. صدیق معتقد بود حضرت محمد ص تورک بوده و قرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان سرعت برابر شتاب یا تندی نیست. شتاب عامل سرعت است و نه خود آن. تندی هم با سرعت متفاوت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به میم: مَنگول به معنی گلِ من نیست ولی هر دو واژه من و گل فارسی هستند که گل به صورت گول وارد زبان ترکی شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تگ:عمق ژرف:عمیق ته:عمیق ترین نقطه یک چیز، انتهای یک چیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

دلیلی نمیشه هر واژه ای که توی زبان ترکی باشه، ریشه ترکی داشته باشه. بومادران وازه ای پارسی است نه ترکی. میتوانید به فرهنگ نامه های ترکی رجوع کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

میوه نار در ترکستان ( اورخان و آلتای، اورخان که همان مغولستان و آلتای هم که شمال غرب چین است ) وحود نداشته و ندارد ولی این میوه از دیر باز در ایران ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام گروه آدمخواران شاه عباس صفوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راویان داستان همراه با موسیقی. روایت یک داستان به همراه موسیقی کوس ( طبل، بانگ ) پسوند ان، کوسان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گلیم واژه ای فارسی است. ترک ها در ایران به این فرهنگ دست پیدا کردند. دره و فرهنگ پازیریک مبدأ مردمان آریایی و زبان های ایرانی مانند فارسی کردی بلوچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تحلیل:واکاوی تحلیلگر:واکاو یا واکاوگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فدایی واژه ای پارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جواب به Behzad : جاندار یعنی چیزی که جان دارد جانور یعنی حیوان گیاهان حیوان نیستند ولی حان دارند، جاندار هستند ولی جانور یا حیوان نیستند. در تمام گو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قزوین معرب شده کشوین و کاسپین لاتین شده آن تست کاسپین لاتین کشوین قزوین معرب کشوین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تهم به چیزی به معنای نیرو قدرت دلاور و گرد. تهمتن، تهمریش ( تومیریس لاتین شده آن ) ، تهمورث، تهمرُخ، رستم ( رُست تهم ) ، تهمینه، تهماسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قیصر یک واژه هند و اروپایی است و در تمام زبان های هند و اروپایی یافت میشود. کایسار ( لاتین ) ، کیسار ( سانسکریت ) ، کِیسَر ( پهلوی ) ، تزار، سزار هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرگ میتواند معنای نور داشته باشد. فروگ در پهلوی معنای نور و رونق میدهد. پ. ن، ما امروزه از ریخت فروغ برای واژه پهلوی فروگ استفاده میکنیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خربزه و قارپوز هیچ ربطی به یکدیگر ندارد خربزه وازه ای پهلوی و قارپوز وام واژه ای یونانی در زبان ترکی است. قارپوز طبق گفته محمود کاشغری دیوان الغات ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لواسان یعنی تیغه کوه که از آنجا خورشید طلوع میکند. لواسان لو آیان ( لبه آشکار و نشان دهنده ) تیغه برآمدن خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانواده ( خانه واده ) ، خاندان ( خانه دان ) ، خانوار ( خانه وار ) , خانزاد ( خانه زاد ) ، خانقاه ( خانه گاه، خانگاه ) همه ریشه در واژه خانه دارند. خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پاسخ به صالحی. حافظ: فغان که این لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را مولانا: آن غزان ترک خون ریز آمدند بهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

این واژه فارسی است تمام دیوان الغات های عربی هم بر فارسی بودن این واژه شهادت میدهند. خوشبختانه اعراب میراث تاریخی غنی دارند و مانند اتراک نیازی به ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

بان یعنی آقا نگهبان یعنی آقای نگهدارنده. بان دچار تحول معنایی شده و از معنای آقا به معنای محافظ تغییر پیدا کرده است. پاسبان، بادبان، شوبان ( چوپان ...

١