فدایی
/fadAyi/
مترادف فدایی: برخی، جان نثار، فدوی، قربانی، عاشق
برابر پارسی: جانباز، جانسپار، پیشمرگ، ازخودگذشته
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [مجاز] بسیارارادتمند و دوستدار، مخلص.
۳. [قدیمی، مجاز] عیار.
جدول کلمات
مترادف ها
پارسا، طرفدار، هواخواه، سالک، زاهد، مجاهد، فداکار، فدایی، جانسپار، مرید
داوطلب، فدایی، سرباز داوطلب
طرفدار، متعصب، مجاهد، فدایی، جانفشان، ادم متعصب یا هواخواه
فداکار، فدایی، جانسپار
فدایی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
واژه ی فدایی ( فدائی ) به روش تجزیه و ترکیب دبستانی بصورت: ف د ا ی ی، با تلفظ های ؛ ف دال الف ی ی یا فا دال الف یا یا، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر؛ این سری حروفی را میتوان در فکر و خیال به شکل دایره تصور نمود، طوریکه دو حرف اول و آخر به شکل فی بهمدیگر پیوند بخورند که در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی ۲۳ ۳۲ میباشند با جمع رقمی ۱۰ و با جمع عددی ۵۵ با تلفظ پنج و پنج مساوی با ۱۰ و حاصل این دو نوع جمع در کنار هم بصورت زوج عددی ۱۰۱۰ و حرف د ( دال ) معادل عدد ۱۰ میباشد و دو حرف باقیمانده در پیوند با هم به شکل ای، که در زبان فارسی قدیم مخفف این، ضمیر دوم شخص مفرد بوده و در باب خطاب بخود و شنونده، اشاره به خود فرد سخنگو و شنونده ی نزدیک به وی داشته. پسوند دو حرفی؛ ای، همچنین نشانه یا علامت منسوب بودن به کلمه ی قبل از خود هم بوده و میباشد.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه با ترکیبات حروفی - عددی به شکل های؛ ۱۰ ۱۰؛ ۱۰ ۵۵ این یا ۱۰ ای ۱۰ ای ؛ ۱۰ ای ۵ ای ۵ ی، به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگانی بودن ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی ( این و آن و اینها و آنها ) و دوجنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ گان مردانه و شاهانه و ۵ گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
فید ای، در باب خطاب بخود و شنونده یعنی تو ۱۰ ای ؛ تو ۵ی ۵ی هستی.
یک نکته ی بسیار مهم در این رابطه اینست که از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره، هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا بابا آدم و ننه حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، نبوده و نمی باشیم، بلکه هرکدام در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر ۵ شاه و ۵ ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، و همگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی یا آسمانی ( به احتمال قوی یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی ) و هرکدام در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، ثروتمندی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم و آنهم در منازل، خانه ها، سراها، قصر ها یا کاخ های پنتاگونی یا پنج وجهی متشکل از پنج ویلا با سالن مشترک پنج یا ده ضلعی شکل با پنج در مستقل و یک در مشترک خروجی و ورودی به فضای بیرونی و درونی بهشت برین و آن کوشک ها یا کاخ های مجلل و با شکوه ملکوتی یا آسمانی برای خانوداه های ده عضوی هرکدام از افراد انسانی، جاودانه موجود میباشند.
... [مشاهده متن کامل]
لذا این واژه با ترکیبات حروفی - عددی به شکل های؛ ۱۰ ۱۰؛ ۱۰ ۵۵ این یا ۱۰ ای ۱۰ ای ؛ ۱۰ ای ۵ ای ۵ ی، به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به دهگانی بودن ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی ( این و آن و اینها و آنها ) و دوجنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ گان مردانه و شاهانه و ۵ گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
فید ای، در باب خطاب بخود و شنونده یعنی تو ۱۰ ای ؛ تو ۵ی ۵ی هستی.
یک نکته ی بسیار مهم در این رابطه اینست که از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره، هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا بابا آدم و ننه حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، نبوده و نمی باشیم، بلکه هرکدام در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر ۵ شاه و ۵ ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، و همگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی یا آسمانی ( به احتمال قوی یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی ) و هرکدام در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، ثروتمندی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم و آنهم در منازل، خانه ها، سراها، قصر ها یا کاخ های پنتاگونی یا پنج وجهی متشکل از پنج ویلا با سالن مشترک پنج یا ده ضلعی شکل با پنج در مستقل و یک در مشترک خروجی و ورودی به فضای بیرونی و درونی بهشت برین و آن کوشک ها یا کاخ های مجلل و با شکوه ملکوتی یا آسمانی برای خانوداه های ده عضوی هرکدام از افراد انسانی، جاودانه موجود میباشند.
پیام جهانی است
فدایی واژه ای پارسی است.
سلیم
فدایی: از جان گذشته، جان بر کف.
فدایی: از جان گذشته، جان بر کف.
جانسپار، جانفدا، از جان گذشته، پیشمرک
فدایی تانکه بی پلاکه لاته بی کتابه یه دین کامل
از جان گذشته
سرسپرده
یکی از اعضای گروه یا لیبل ملتفت در رپ فارسی
پیشمرگ
فدایی داری یعنی چه
جان برکف
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)