پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
زن احمق وشلخته.
تازیانه چرمی، شلاق زدن.
شاعره فاسد قرة العین بابی/ طوطی این شاعره ی فاسده بابی مسلک که ( پدرشوهرش ) عموی خود را در حین نماز کشت ( شهید ثالث ) دختر صالح قزوینی میباشد. نامش ...
بانو شاعره فناء/ نساء بیگم تذکرة الخواتین مینویسد: یکی از همسران جهانگیرشاه پادشاه هندوستان بوده و شعر میگفته و این ابیات نمونه شعر طبع اوست: هنگام ...
بانو شاعره فرخنده ساوجی ( ساوه ای ) مجموعه اى مشتمل بر قصیده و قطعه و مثنوی و رباعی هم راجع به ائمه اطهار، هم مدایح و هم مراثی دارد. فرخنده دختر محم ...
بانو شاعره فخری دختر فتحعلیشاه و دارای طبع شعر بوده و محمود میرزا مولف تذکره نقل مجلس مینویسد خواهر بزرگ فتح الله میرزا است و اشاره میکند که درس شعر ...
بانو شاعره فاطمه قوال از کتاب بهترین اشعار پژمان این قطعه از غزل وی به عنوان نمونه سبک ارائه میشود: ساکن کنشتم کرد خوش نگاه می نوشی کعبه را زیادم ...
بانو شاعره فاطمه سلطان صاحب آتشکده آذر او را دختر دختر میرزا حسین ( قاضی سمرقند ) نواده قائم مقام فراهانی که از جانب پدر و مادر هر دو به قائم مقام م ...
در سده پانزدهم میلادی، حکمران والاشی ( افلاق ) Walachia, Aflagh شهرت شخصی بنام ولاد سوم دراکول Vlad III Dracul بود که به ولاد تپس Vlad Tepes ( ولاد چ ...
نیکوپولیس Nicopolis یا نیکوپول Nikopol شهری است در شمال بلغارستان در حاشیه رود دانوب. جنگ نیکوپولیس به تحریک پاپ بونیفیس نهم Boniface Pope آغاز شد. ا ...
زنتا Zenta یا Senta شهری در شمال صربستان در ۱۳۰ کیلومتری شمال غربی بلگراد است و جنگ زنتا میان عثمانی و هابسبورگ ( اتریش ) در تاریخ عثمانی معروف است.
سازمان اداری و نظامی عثمانی به دلیل ۱۶ سال جنگ فرسایشی و سلطه مدیران ناشایست به شدت متلاشی بود. در این زمان عثمانی در چهار جبهه در برابر اتریش، لهستا ...
کوچکترین واحد ساختمان لغوی، کوچکترین قسمت صرف ونحوی کلمه.
دختری که در کلاس رقص یا کاباره در مقابل پول با مشتریان دیگر میرقصد.
واژه فنلاندی : پر جزئیات , به تفصیل, استادانه درست شده , به زحمت درست شده , به زحمت ساختن , دارای جزئیات , بادقت شرح دادن.
واژه فنلاندی : خلوت , تنهایی , پوشیدگی , پنهانی , اختفاء.
واژه ایتالیایی : تکان , صدمه , هول , هراس ناگهانی , لطمه , تصادم , تلاطم , ضربت سخت , تشنج سخت , توده , خرمن , توده کردن , خرمن کردن , تکان سخت خوردن ...
واژه ایتالیایی : صدای سوت , جیغ , سوت ( مخصوصا در نمایش که نشانه نارضایتی مردم است ) .
واژه ایتالیایی : تخم مرغ , تخم , تحریک کردن.
واژه ایتالیایی : دهاتی , اهل جای دور افتاده.
واژه ایتالیایی : روغن , مرهم , پماد.
واژه ایتالیایی : ناخن , سم , چنگال , چنگ , میخ , میخ سرپهن , گل میخ , با میخ کوبیدن , با میخ الصاق کردن , بدام انداختن , قاپیدن , زدن , کوبیدن , گرفت ...
واژه ایتالیایی : یازده , عدد یازده.
( teenager ، teener ) نوجوان ( از ۱۰ تا ۱۹ ساله )
دارای شش پرچمی که دو پرچمش بلندتر باشد.
ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده.
تکنتیوم ( عنصر فلزی ) .
( tetched ) مختل، بهم خورده
( teasel ، elztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )
( teasel ، leztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )
( tease ) آزاردادن، اذیت کردن، کسی را دست انداختن، سخنان نیشدارگفتن، اذیت، پوشدادن مو
( leztea ، elztea ) بوته خار، خارخسک، شانه چوپان، خار، ماشین خارزنی، خارزدن، شانه زدن ( به پرز پارچه وغیره )
بی اشک، تهی از اشک.
قطعه یا مقاله پاره شده از مجله یا روزنامه.
کامیون ران، راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب و درشکه.
رنگ آبی مایل به خاکستری.
( teakwood ) درخت ساج، چوب ساج
( teak ) درخت ساج، چوب ساج
به قدر یک فنجان چای.
ماشین آموزش، ماشین تدریس.
فنجان چای.
معلمی، آموختاری.
دانش سرا.
آموختنی، تعلیم پذیر، یاد دادنی، قابل تعلیم.
فنجان چای خوری بی دسته.
گل چای.
باغ یا مزرعه چای کاری.
چای دم کن.
ته دانسان، مهمانی چای و رقص.
توخدائی، سرودنیایش خدا وعیسی.