پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
زبانه یا گیره ای که دارای زبانه های کوچکتری باشد بطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پله ای درآیند.
کرم ابریشم شرقی
فیل عاج دار، گراز، دارای دندان گراز.
کرم ابریشم شرقی
دسته علف، دسته مو، دسته انبوه، کلاله.
علف چمن وچراگاه، چمن باتلاقی.
کرم ابریشم شرقی
موئی، پشمالو، پوشیده از کلاله مو یا علف.
کسی که تحت سرپرستی لله و معلم سرخانه باشد.
معلمی، آموزانه، سرپرستی، قیمومت، للگی.
دوم شخص مفرد را در مکالمه بکار بردن، در محاوره ( تو ) استعمال کردن.
دهانه لوله، دهانه دم آهنگری.
چرند گو، مهمل گو، چرند نویس.
دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو.
دارای صدای دنگ دنگ، تودماغی.
انواع ثعلب دارای برگ زوجی، لیستر، جریان.
( درمورد پارچه ) پشم ونخ راه راه، فاستونی.
کندن مو، ( طب ) انبرک
کندن مو، ( طب ) انبرک.
ورق کاغذ دوازده ورقی، قطع ورقی.
سوراخ سطر دوازدهم.
قطع کاغذ یاکتاب ورقی.
دوباره زاد، تجسم ثانوی، تولد تازه روحانی یافته.
ساخته شده از انتهای رشته های طناب.
تاریک وروشن، گرگ ومیش، نیمه روشن.
پارچه جناغی، پارچه جناغی بافتن.
مقابله توام، بررسی توام.
دوقلو بدنیا آمده.
( ریسمان ریسی ) چندلا کننده، چیزی که میپیچد یا دورمیزند، پیچنده.
( گیاه شناسی ) پیچ امین الدوله معطر آمریکائی.
پیچ دهنده، چرخاننده.
پارچه راه راه مارپیچی.
تکان ناگهانی، ناگهان کشیدن، جمع شدن، بهم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانی.
واژه فنلاندی : برانگیختن , جرات دادن , تربیت کردن , تشویق ( به عمل بد ) کردن , معاونت کردن ( درجرم ) , تشویق , تقویت , ترغیب ( به کار بد ) , تشویق کر ...
سدومی، sodomy، لواط کار، سدوم و عموره قوم لوط هستند، در واژه غربی به لواط کار سدومی گفته میشود.
گومورا: همان شهر عموره است، سدوم و عموره قوم لوط هستند که به عذاب الهی نابود شدند.
توماس پالئولوگوس، خاندان یونانی پالئولوگوس در سده یازدهم میلادی به اقتدار رسید و از طریق وصلت با خاندان سلطنتی کومننوس و سایر خاندانهای درجه اول بیزا ...
سیبر واژه ترکی - مغولی به معنی سرزمین خفته است. این سرزمین از سده سوم پیش از میلاد مأوای قبایل ترک و مغول بود.
خانات سیبر، سیبر واژه ترکی - مغولی به معنی سرزمین خفته است. این سرزمین از سده سوم پیش از میلاد مأوای قبایل ترک و مغول بود. در دوران چنگیز خان در قلمر ...
هشترخان، یا حاجی طرخان، یا استراخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...
استراخان، یا هشترخان، یا حاجی طرخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...
شهر غازان یا قازان، شهری است در حاشیه رود ولگا که در سده سیزدهم میلادی بدست مغولان قزل اردو تأسیس شد. در سال ١٤٤٥ اولومحمد، یکی از خان زادگان طغاتیمو ...
حاجی طرخان، یا هشترخان، یا استراخان، در آغاز دهکده ای بوده در حاشیه ولگای سفلی و در ۱۰۰ کیلومتری دریای خزر که در دوران خانات قبچاق، بدلیل استقر ار در ...
شهر قازان یا غازان، شهری است در حاشیه رود ولگا که در سده سیزدهم میلادی بدست مغولان قزل اردو تأسیس شد. در سال ١٤٤٥ اولومحمد، یکی از خان زادگان طغاتیمو ...
جزیره قرم، یا کریمه، شبه جزیره ای است به وسعت ٢٧ هزار کیلومتر مربع در شمال دریای سیاه که امروزه جمعیت آن حدود ٢/٥ میلیون نفر است. این سرزمین طی سده ه ...
توغتمش، تختامیش، Tokhtamysh از احفاد اورده برادر بزرگ باتو، خان سپید اردو ( آق اردو ) و متحد اولیه تیمور گورکانی، امیر ماوراءالنهر، بود. او در اوایل ...
جزیره کریمه، یا قرم، شبه جزیره ای است به وسعت ٢٧ هزار کیلومتر مربع در شمال دریای سیاه که امروزه جمعیت آن حدود ٢/٥ میلیون نفر است. این سرزمین طی سده ه ...
توغتمش، تختامیش، Tokhtamysh از احفاد اورده برادر بزرگ باتو، خان سپید اردو ( آق اردو ) و متحد اولیه تیمور گورکانی، امیر ماوراءالنهر، بود. او در اوایل ...
غیاث الدین محمد ازبک ( اوزبیگ ) دوران حکومت او از ١٣١٢ تا ١٣٤١ میلادی اوج اقتدار و شکوفایی خانات قبچاق شمرده میشود، در عین تعصب بر اسلامیت، در قبال پ ...
اوزبیگ در ترکی، اوز به معنای ١٠٠ و بیگ رئیس طایفه است.