پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
شاه مدار، معبر مشترک.
شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده.
واژه سوئدی : اهل ناتال در جنوب آفریقا, ناتالی
واژه سوئدی : تخم گشنیده شده, سلول گشنیده شده یا لقاح شده, یاخته ای که از ترکیب دو سلول جنسی بوجود آید, تخم بارور, تخم.
واژه سوئدی : تشریح حیوانات, جانور شکافی.
واژه سوئدی : باغ وحش. پیشوند بمعنی حیوان - جانور و متحرک.
واژه اسپانیایی : رفوکردن, رفو, لعنتی, فحش.
واژه اسپانیایی : آبدار, شیره دار, شاداب, پر آب, بارانی.
واژه اسپانیایی : آب میوه, شیره, عصاره, شربت, جوهر, شیره, شیره گیاهی, عصاره, خون, شیره کشیده از, ضعیف کردن.
واژه اسپانیایی : آزاردادن, اذیت کردن, کسی را دست انداختن, سخنان نیشدارگفتن, اذیت, پوش دادن مو.
واژه اسپانیایی : وزوز کردن, ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا کردن ( مثل فرفره ) , زمزمه کردن, د ...
واژه اسپانیایی : ورور کردن, نامشخص حرف زدن, وزوز, ورور, شایعه, همهمه, آوازه, زنبور عسل نر, سخن یکنواخت, یکنواخت سخن گفتن, وزوز کردن, همهمه کردن, صدا ...
واژه ایتالیایی : هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن , زوم , با صدای وزوز حرکت کردن , وزوز , بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن , ( در فیلمبرداری ) ...
واژه ایتالیایی : قند , شکر , شیرینی , ماده قندی , با شکر مخلوط کردن , تبدیل به شکر کردن , شیرین کردن , متبلور شدن.
واژه ایتالیایی : بچه ای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند , بچه ناقص الخلقه , ساده لوح.
واژه ایتالیایی : جانور شناس , ویژه گر جانورشناسی.
واژه ایتالیایی : دارای خدایان مجسم بشکل جانور , شبیه جانور , جانورسان , تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست , استعمال اشکال حیوانات در هنر بعنوان علا ...
واژه ایتالیایی : وابسته به جانور شناسی , حیوان ( به شوخی ) .
واژه ایتالیایی : جانور شناسی , حیوان شناسی.
واژه ایتالیایی : جانور گیاه سان , انواع جانوران مهره داری که رشد آنها شبیه گیاه میباشد.
واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.
واژه ایتالیایی : زودیاک , منطقه البروج , دایره البروج.
واژه ایتالیایی : کولی , شبیه کولی.
واژه ایتالیایی : روی , فلز روی , روح , قطب پیل ولتا.
واژه ایتالیایی : جناغی , منشاری , شکسته , کج و معوج , دارای پیچ و خم کردن , منکسر کردن.
واژه ایتالیایی : حصیر یا فرش جلو در , کفش پاک کن.
واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.
واژه فنلاندی : تند , پرتگاه دار , سراشیبی , ناگهان , ناگهانی , بیخبر , درشت , جداکردن , بی مقدمه , فوری , تند , بطور غافلگیر , غیر منتظره , سریع
واژه فنلاندی : بی اطلا ع , بی خبر , ناگهان , غفلتاً , سراسیمه , ناخوداگاه , ناخود آگاهانه.
واژه فنلاندی : نگهداشت, تحمل کردن , حمایت کردن , متکفل بودن , نگاهداری , تقویت , تایید , کمک , پشتیبان زیر برد , زیر بری , پشتیبانی کردن.
واژه فنلاندی : نگهداشتن , متحمل شدن , تحمل کردن , تقویت کردن , حمایت کردن از.
واژه فنلاندی : تعجب , شگفت , حیرت , متعجب ساختن , غافلگیر کردن.
واژه فنلاندی : بالا خانه , دراشکوب بالا , ساختمان فوقانی.
واژه آلمانی : دوم , دومی , ثانی , دومین بار, ثانوی , مجدد, ثانیه , پشتیبان , کمک , لحظه , درجه دوم بودن , دوم شدن , پشتیبانی کردن , تایید کردن.
واژه آلمانی : دوازده , دوازده گانه , یک دوجین.
واژه آلمانی : سازوارگر, وفق دهنده , جرح و تعدیل کننده.
واژه آلمانی : فضا, وسعت , مساحت , جا, فاصله , مهلت , فرصت , مدت معین , زمان کوتاه , دوره , درفضا جا دادن , فاصله دادن , فاصله داشتن.
واژه آلمانی : ریسمان چند لا , نخ قند, پیچ , بهم بافتن , دربرگرفتن.
واژه فرانسوی : عصاره گیری , عصاره , اصل ونسب , استخراج.
واژه فرانسوی : آسیب پذیری.
واژه فرانسوی : اصطلا ح عوامانه , عوامیت , پستی , وحشیگری.
واژه فرانسوی : آسیب پذیر.
واژه فرانسوی : عوامانه , عامیانه , پست , رکیک , مبتذل.
واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.
واژه فرانسوی : لباس پوشیدن , جامه بتن کردن , مزین کردن , لباس , درست کردن موی سر , پانسمان کردن , پیراستن.
واژه فرانسوی : جامه , پوشاک , جامه رو , رخت.
واژه فرانسوی : خالص , اصل , اصلی , واقعی , حقیقی , درست.
واژه فرانسوی : خرک ( برای بالا بردن چرخ ) جک اتومبیل , سرباز , جک زدن.
واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.
واژه فرانسوی : بازبینی کردن , تحقیق کردن.