دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٩٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٣,٨٦١
لایک
لایک
٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٥٢
رتبه
رتبه در بپرس
١,٠٧٢
لایک
لایک
٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

معنی: پرانرژی - شاداب - شادمان Synonyms: Exuberant, lively, enthusiastic. Example: Her ebullient laughter filled the room with joy. ترجمه مثال ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
١

معنی: درک اینکه هر شخصی زندگی ای پیچیده دارد. مترادف: Empathy, insight مثال: Walking through the city, I felt a sense of sonder, realizing everyon ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

معنی: درخشان - پر نور Synonym: Radiant, Glowing, Dazzling مثال: The luminous stars lit up the night sky ترجمه: ستاره های درخشان آسمان شب را روشن ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

معنی:شرور - خبیث - ظالم - شوم Synonym: Wicked, Evil, Sinful, heinous, Criminal, Villainous مثال: . He had a nefarious plan ترجمه: او نقشه شرورانه ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

معنی: فرازمینی - لطیف - مارواطبیعه - فراطبیعی Synonym: dainty, divine, fairy مثال: . The music had an ethereal quality ترجمه: موسیقی کیفیتی فرازم ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.