تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرابُردن = ارائه کردن ، پیش نهادن، توصیه کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراگُفتن = باز خوانی ( آیه و . . ) کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراهِلیدن = رها کردن ، آزاد کردن، از بند رستن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراسُرودن / فرا سُراییدن = باخوانی کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراشُدن = امداد رساندن ، کمک کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراشَویدن = امداد رساندن ، کمک کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا شُستن = تمیز کردن ، پاک کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا شوییدن = تمیز کردن ، پاک کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا یَزیدن = اجرا کردن مراسم ، انجام دادن مراسم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرایَشتن = اجرا کردن مراسم ، انجام دادن مراسم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرازدن = بسیار بد زخمی کردن ، درست و حسابی مغلوب کردن، ضربه سنگین زدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرو ایستادن = تکیه کردن ، متکی شدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فُرووَردن = ترمیم کردن ، به حالت اول برگرداندن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِشی = صاحب ، مالک. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غَبر کردن = باردار کردن، حامله کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غَبر = رَحم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گَرودمان = بهشت ، پردیس. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گادار = آمیزش کننده ، گاینده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیتیان = مادی ، فیزیکی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوستان = طویله ، آغل گاو. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَفتَک = خونریزی قاعدگی ، دشتانی. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همگمیختن = مستقیما آلوده کردن ، بی طهارت کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَمگومی = مخلوط ، آمیزه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَمکوسته = مُتحد ، متفق. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَلک = احمق. هَرگ = وظیفه شناس ، مطیع. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غَنیدن = کُشتن ، زَنیدن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِشتن / هِلیدن = 1 - رها کردن ، ترک کردن. 2 - حذف کردن ، پاک کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوی= چپ. ( # دینکرد ) ( # وندیداد )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوشِنوهر= آسان خرسند شونده ، ارضا شونده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هووَخش = طلوع. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جُدخواستن = میل دیگری داشتن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوفی = وحشی ، رام نشده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَرس= گردن ، گُرده. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نایدا = قابل ناوبری. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوه و نویه = نوه ی پسر و نوه ی دختر ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیتم = پایین ترین ، زیر ترین. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیا و نیایه = پدر بزرگ و مادربزرگ. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوبستن / اوبدیدن = افتادن ، سقوط کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوبَستن / اوبَدیدن = افتادن ، سقوط کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پَدهَریدن = متوقف شدن ، به مانع برخوردن و از حرکت ایستادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیهَریدن = پس راندن ، دور کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزهَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهَریدن = برآغالیدن ، برانگیختن ، تحریک و وسوسه ی جنسی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویهریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوهَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَریدن = حرکت کردن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چترمان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای مایعات مانند شراب می توان از واحد فارسی "سیر" به جای استفاده کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبه نظامی = چَته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چَچ "