پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٤,٨٧٥)
" الشیخ ": بزرگ. شاه .
" الشیخ الفاضل ": بزرگ برتر .
" السلاک من الامم المختلفه":روندگان از لاین های گونا گون.
" السُلّاک ": روندگان.
" السعداء من المتوسطین": رستگاران میانین.
السعداء الکاملین": رستگاران برین. رستگاران پوشش. رستگاران پوششی.
" السعداء ": رستگاران.
" السایرون فی الارض ":گردشگران در زمین.
" السالکین الی الله ": روندگان به سوی خدا.
" السالکین المحققین ": روندگان پژوهندگان.
" السالکین ": روندگان.
" الحکما الاوایل و الاواخر ": فرزانگان آغازین و فرجامین. فرزانگان نخستین و واپسین. فرزانگان آغازین و واپسین. فرزانگان نخستین و واپسین. فرزانگان آ ...
الثنویه":دوگانگان. یگانه گان. دوگانه گان. چندگانگان. همه گانگان. . . . . . . . یگانگان. دوگانگان. چندگانگان. هَمِهگانگان هَمگانگان.
" الثنویه ": دوگانگان .
" بعض الناس ": برخی مردم .
بعض المفسرین": برخی وارسان. وارسانان. وارسندگان. پژوهندگان. پژوهشگران. بررسیگران. بررسندگان.
" ببعض المشایین": برخی گشتاریان.
" بعض مثبتی الجزء ": برخی استوارگران به تکّه.
" بعض القایلین بالانطباع":برخی گویندگان به چاپِش.
بعض الفهلویه ": برخی پهلوییان.
" بعض العرب ": برخی تازیان .
بعض العلماء ": برخی دانشیان. برخی دانشوران.
" بعض الصحابه ": برخی یاران. همراهان. باهمان. همگنان.
" بعض الذاهبین الی کثره صفات ": برخی روندگان به ویژگی بسیار.
بعًض الحکماء من الاخوان الصفاء ": برخی فرزانگان از برادران ناب.
بعض الاهل العلم": برخی آل دانش.
" بعض الاوایل": برخی نخستینان . پاره ای اولی ها.
" بعض الاکابر الافاضل من المتاءخرین ": برخی بزرگان از پسینیان.
بعض الافافضل من المعاصرین ": برخی باهم های برین.
" الاولین ": نخستینان .
" الاولیاء المذکرین للمبداءو المعاد الروحانی ": دوستان یاد آور آغاز و انجام روانی و تنی.
الاولیاء ":دوستان. سرپرستان.
" الاواخر ": پایانیان. پسینیان.
" الاوایل": پسینیان .
: اهل الشرق ": آل خاور .
" اهل الحکمه ": آل فرزانش.
" الانبیاء الموءید الآیات ": پیامبران یاری شده به نشانها.
" الامم السالفه ": لاین های پایین.
" امام الحکمه و رئیسها ": پیشوای فرزانش و سرش. پیشوای فرزانش و کله اش. پیشوای فرزانش و کلیته اش. پیشوای فرزانش و کپوله اش.
" اکابرالعلماء ": بزرگان دانشوران .
آغازندگان از فرزانگان ": الاقدمین من المتالهین.
الاقدمین من المتالهین": آغازندگان از یزدانیان.
" اصحاب الکمون و البروز ": همگنان. پیدا و ناپیدا. پیدا ونهان. پنهان و ناپنهان. نهان و نمود.
الاشراقیون. الاشراقیین ": خاورنیان. خاورانیها.
الاقدمون، الاقدمین":زود گامان.
" الاطباء": پزشکان .
" اصحاب النوامیس ":همگنان قانون.
" اصحاب الیمین ": همگنان راست.
" اصحاب المناظر ": همگنان نگریدگان.
" اصحاب المعلم الاول": همگنان آموزگار نخست.